<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>http://palpedia.afagh-bidari.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%DB%8C%D9%88%D8%B3%D9%81_%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1</id>
	<title>یوسف پیامبر - تاریخچهٔ ویرایش‌ها</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://palpedia.afagh-bidari.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%DB%8C%D9%88%D8%B3%D9%81_%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="http://palpedia.afagh-bidari.ir/index.php?title=%DB%8C%D9%88%D8%B3%D9%81_%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1&amp;action=history"/>
	<updated>2026-06-06T07:51:33Z</updated>
	<subtitle>تاریخچهٔ ویرایش‌های این صفحه در ویکی</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.34.2</generator>
	<entry>
		<id>http://palpedia.afagh-bidari.ir/index.php?title=%DB%8C%D9%88%D8%B3%D9%81_%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1&amp;diff=8617&amp;oldid=prev</id>
		<title>Wikiadmin: ۱ نسخه واردشده</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://palpedia.afagh-bidari.ir/index.php?title=%DB%8C%D9%88%D8%B3%D9%81_%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1&amp;diff=8617&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2020-07-15T01:49:06Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;۱ نسخه واردشده&lt;/p&gt;
&lt;table class=&quot;diff diff-contentalign-right&quot; data-mw=&quot;interface&quot;&gt;
				&lt;tr class=&quot;diff-title&quot; lang=&quot;fa&quot;&gt;
				&lt;td colspan=&quot;1&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #222; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan=&quot;1&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #222; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۱۵ ژوئیهٔ ۲۰۲۰، ساعت ۰۱:۴۹&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-notice&quot; lang=&quot;fa&quot;&gt;&lt;div class=&quot;mw-diff-empty&quot;&gt;(بدون تفاوت)&lt;/div&gt;
&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Wikiadmin</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://palpedia.afagh-bidari.ir/index.php?title=%DB%8C%D9%88%D8%B3%D9%81_%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1&amp;diff=8616&amp;oldid=prev</id>
		<title>Wikiadmin در ‏۱۵ ژوئیهٔ ۲۰۲۰، ساعت ۰۱:۴۹</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://palpedia.afagh-bidari.ir/index.php?title=%DB%8C%D9%88%D8%B3%D9%81_%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1&amp;diff=8616&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2020-07-15T01:49:06Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
        &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پسر یعقوب و راحیل است و از وی یک برادر به نام بنیامین و از پدرش ده برادر دارد . کتب مقدس اشاره دارد که خداوند او را بزرگ داشت و در جوانمردی سرآمد شد تا اینکه پدرش از او خواست داستان خود را به برادرانش نگوید زیرا خواب دیده بود و می ترسید آنها در مورد او حیله ای به کار برند . با توجه به محبت خاصی که یعقوب به یوسف داشت برادراین از یعقوب خواستند تا یوسف را با آنها بفرستد تا &amp;quot; بازی و گردش کند &amp;quot; و قول دادند که از او محافظت کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یعقوب پس از شک و تردید بسیار با خواسته آنها موافقت کرد . در راه یوسف را &amp;quot; در چاه &amp;quot; انداختند و لباس او را با خون دروغین رنگ کردند و ادعا کردند که گرگ او را خورده است . یکی از تاجران مسافر در ره مصر او را پیدا کرد و در مصر او را &amp;quot; با قیمت کم &amp;quot; فروخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او نیز وی را به فوتیفار یکی از افراد مهم در بارگاه فرعون فروخت به نظر می رسد خوشرویی و زییایی یوسف زن فوتیفار را فریب داد و خواست از یوسف کام جوید . وقتی یوسف درخواست او را رد کرد او پیش شوهرش آمد و قضیه را برعکس گفت و شوهرش او را تأیید و یوسف را تکذیب کرد و او را به زندان فرستاد که 9 - 3 سال در آنجا بود . در آنجا بود که با نانوا و ساقی فرعون آشنا شد . در یک شب فرعون خواب دید که هفت گاو لاغر هفت گاو چاق را می خوردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هنگامی که برای خواب عجیب خود تفسیری نیافت از ساقی خود خواست یوسف را از زندان بیاورد تا خواب او را تفسیر کند . تفسیر او این بود که سرزمین مصر به زودی شاهد هفت سالسختی است که به دنبال آن هفت سال آسایش است و به او گفت که در مدت زیادی ، [[حبوبات|حبوبات]] را از خارج خریده و انبار کنند . وقتی خبر یوسف تحقق یافت فرعون او ار احترام کرد و به ریاست زندانهای خود گماشت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این مدت یوسف با فوطیفیره ازدواج کرد و&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صاحب ماناسه و اقوایم شد . با توجه به فراوانی [[حبوبات|حبوبات]] در مصر و کمی آن در سایر کشورها در مدت خشکسالی ، کشورهای همسایه فرستادگانی را برای خرید [[حبوبات|حبوبات]] به مصر می فرستادند . یعقوب هم فرزندان دهگانه خود را برای خرید [[حبوبات|حبوبات]] به مصر فرستاد و پسر کوچک خود برادر یوسف را پیش خود گذاشت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یوسف برادرانش را شناخت در حالی که آنها او را نشناختند و از آنها خواست تا بنیامین را بیاورند تا دوستی کامل شود . هنگامی که بنیامین آمد یوسف جشنی برای او برگزار کرد و در پایان کاسه طلا را در میان اسباب او پنهان کرد و او را به دزدی متهم نمود و حکم کرد که او بنده خودش شود هنگامی که برادران خواستند یکی از آنها جانشین بنیامین شود یوسف از تصمیم آنها ناراحت شد و حقیقت را به آنها گفت و خواست تا پدرشان را حاضر کنند وقتی یعقوب آمد یوسف از فرعون خواست تا خانوده اش را در منطقه تموشن در نزدیکی فلسطین جای دهد . پس از مدتی یعقوب مرد و یوسف از آن مسأله به شدت ناراحت گردید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یوسف پس از صد و ده سال زندگی مرد و وصیت کرد که استخوانش را در [[کنعان|کنعان]] دفن کنند . عبرانی ها پس از حدود یک قرن و نیم آن را به شکیم در فلسطین منتقل کردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مآخذ : ==&lt;br /&gt;
#ابن کثیر ، '''''البدایة والنهایه''''' ، جلد 1 ، بیروت 1966 .&lt;br /&gt;
#سفرالخروج .&lt;br /&gt;
#سفرالتکوین .&lt;br /&gt;
#'''''Fleming Dictionary of Bible.'''''&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Wikiadmin</name></author>
		
	</entry>
</feed>