<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>http://palpedia.afagh-bidari.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D9%84%D8%AF_%D9%88_%D8%B1%D9%85%D9%84%D9%87_%28_%D9%86%D8%A8%D8%B1%D8%AF_-_%29</id>
	<title>لد و رمله ( نبرد - ) - تاریخچهٔ ویرایش‌ها</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://palpedia.afagh-bidari.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D9%84%D8%AF_%D9%88_%D8%B1%D9%85%D9%84%D9%87_%28_%D9%86%D8%A8%D8%B1%D8%AF_-_%29"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="http://palpedia.afagh-bidari.ir/index.php?title=%D9%84%D8%AF_%D9%88_%D8%B1%D9%85%D9%84%D9%87_(_%D9%86%D8%A8%D8%B1%D8%AF_-_)&amp;action=history"/>
	<updated>2026-06-06T04:44:55Z</updated>
	<subtitle>تاریخچهٔ ویرایش‌های این صفحه در ویکی</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.34.2</generator>
	<entry>
		<id>http://palpedia.afagh-bidari.ir/index.php?title=%D9%84%D8%AF_%D9%88_%D8%B1%D9%85%D9%84%D9%87_(_%D9%86%D8%A8%D8%B1%D8%AF_-_)&amp;diff=7819&amp;oldid=prev</id>
		<title>Wikiadmin: ۱ نسخه واردشده</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://palpedia.afagh-bidari.ir/index.php?title=%D9%84%D8%AF_%D9%88_%D8%B1%D9%85%D9%84%D9%87_(_%D9%86%D8%A8%D8%B1%D8%AF_-_)&amp;diff=7819&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2020-07-15T01:45:50Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;۱ نسخه واردشده&lt;/p&gt;
&lt;table class=&quot;diff diff-contentalign-right&quot; data-mw=&quot;interface&quot;&gt;
				&lt;tr class=&quot;diff-title&quot; lang=&quot;fa&quot;&gt;
				&lt;td colspan=&quot;1&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #222; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan=&quot;1&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #222; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۱۵ ژوئیهٔ ۲۰۲۰، ساعت ۰۱:۴۵&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-notice&quot; lang=&quot;fa&quot;&gt;&lt;div class=&quot;mw-diff-empty&quot;&gt;(بدون تفاوت)&lt;/div&gt;
&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Wikiadmin</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://palpedia.afagh-bidari.ir/index.php?title=%D9%84%D8%AF_%D9%88_%D8%B1%D9%85%D9%84%D9%87_(_%D9%86%D8%A8%D8%B1%D8%AF_-_)&amp;diff=7818&amp;oldid=prev</id>
		<title>Wikiadmin در ‏۱۵ ژوئیهٔ ۲۰۲۰، ساعت ۰۱:۴۵</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://palpedia.afagh-bidari.ir/index.php?title=%D9%84%D8%AF_%D9%88_%D8%B1%D9%85%D9%84%D9%87_(_%D9%86%D8%A8%D8%B1%D8%AF_-_)&amp;diff=7818&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2020-07-15T01:45:50Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
        &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شهرهای لد و [[رمله ( شهر - ) |رمله]] دو هدف عالی را برای صهیونیستها به وجود آوردند . به خاطر موقعیت شان که در 15 کیلومتری [[تل آویو ( شهر - ) |تل آویو]] توان یعنی محل تلاقی خطوط ارتباطاتی شمال و جنوب و ساحل و داخل کشور قرار گرفتهبودند و نیز به علت وجود فرودگاه کوچک نظامی و فرودگاه بزرگ کشوری در کنار ایستگاه مرکزی تلفن اسرائیل و نیز پادگان [[صرفند ( روستای - ) |صرفند]] که در نزدیکی ایستگاه تلفن واقع می باشد . بدین دلیل صهیونیستها تلاش کردند که این دو شهر را اشغال نمایند . بنابراین خیلی زود نقشه ریخته ، انتظار فرصتی را می کشیدند که اهدافشان را محقق کرده و نقشه شان را اجرا نمایند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ساکنین این دو شهر خطری که آنها را تهدید می کرد و در نتیجه با تکیه بر تلاشهای فردی و [[کمیته های ملی|کمیته های ملی]] محلی شان شروع به اتخاذ تدابیر دفاعی نمودند و نیز با نیروهای انسانی [[ارتش جهاد مقدس|ارتش جهاد مقدس]] در این منطقه به رهبری شیخ [[سلامه ، حسن ( 1913 - 1948 ) |حسن سلامه]] همکاری می کردند . اهالی این دو شهر به خاطر سد نمودن شهر و آمادگی دفاعی و دستیابی به سلاح تلاشهای سختی را انجام دادند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در شهر لد 75 رزمنده وجود داشت که عده ای از آنها نیروهای جهاد مقدس بودند . نیز 250 نفر از پاسداران شهری و 350 داوطلب بدوی و در حدود 650 نفر احتیاط از جوانان شهر ، که هرگاه احساس نیاز می شد رهسپار میدان می شدند . این جماعت ، 11 دستگاه زره پوش ، سه قبضه خمپاره انداز و دو توپخانه بزرگ و نیز چهار قبضه سلاح ضدتانک ، دو توپ ثابت ، 4 قبضه تیربار &amp;quot; هوتشکیز &amp;quot; و 25 قبضه تیربار از نوع &amp;quot; برن &amp;quot; و 7 فبضه تیربار &amp;quot; ستن &amp;quot; و نیز 150 قبضه تفنگ معمولی و 180 صندوق مهمات انگلیسی به همراه تعدادی نارنجک دستی و مین ، با خود داشتند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما تعداد نفرات در [[رمله ( شهر - ) |رمله]] از 300 رزمنده جوان تشکیل یافته بودند که 50 نفر از آنها جمعی از نیروهای جهاد مقدس بوده و بقیه از پاسداران شهری و رزمندگان غیر ثابت بودند . سلاح آنان از 400 قبضه تفنگ انگلیسی و آلمانی معمولی تجاوز نمی کرد که بیشتر آنها را از انبار مهمات ارتش بریتانیا در [[عاقر ( شهرک - ) |عاقر]] به دست آورده بودند . آنان یک قبضه تیربار از نوع &amp;quot; فکرز &amp;quot; و نیز سه قبضه از نوع &amp;quot; هرتشکیز &amp;quot; و چند قبضه تیربار &amp;quot; برن &amp;quot; و یک قبضه سلاح ضدزره به همراه داشتند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کمیته ملی که با نظارت شیخ حسن ابوالسعود تشکیل شد ، به تلاشهای بسیج و خوبی دست زده این تلاشها برای سازماندهی و وحدت بخشیدن به کوششها و اتخاذ تدابیر مختلف برای دفاع و مسلح کردن ، انجام گرفت . بی شک پیوستن 250 نفر داوطلب از دشت شرقی اردن به رهبری شیخ فضیل شهروان از مشایخ عجارمه و شیخ جمال مجالی از مشایخ کرک که به مدافعین ملحق شدند ، عزم و اراده ساکنین شهر [[رمله ( شهر - ) |رمله]] را راسخ تر نمود . این عده از زمان پیوستنشان در اوایل فوریه سال 1948 تا آخر همواره در کنار اهالی شهر نبرد می کردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین کمیسیون ارتش دمشق در تاریخ 16/2/1948 به گروهانی از واحدهای ارتش نجات فرمانی صادر کرد مبنی بر اینکه به منطقه لد و رمله حمله کنند . در این واحد جمعی از داوطلبان مصری نیز وجود داشتند . این گروهان روز 23 فوریه به فرماندهی ستوان یکم عبدالجبار عراقی از دمشق حرکت کرد . بعدا این نیرو تحت فرماندهی شیخ حسن سلاقه قرار گرفت و کمیسیون ارتش فرماندهی این منطقه را توسط وی به رسمیت شناخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رزمندگان ادغام شده این دو شهر احتیاج به یک فرماندهی قاطع داشتند که مسئولیت آموزش هماهنگ با طبیعت منطقه را به عهده بگیرد . کوششها را جهت دهی و تنظیم کرده نقشه های عملیاتی را طرح ریزی کند و از یک مرکز فرماندهی که قادر بر بحث و بررسی در مواضع و تصمیم گیریهای مناسب باشد ، راهنمایی و هدایت شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از زمان صدور قطعنامه تقسیم ( نک : [[تقسیم فلسطین|تقسیم فلسطین]] ) چند نبرد بین جنگجویان این دو شهر و صهیونیستها درگرفت و پیروزی همواره با اعراب بود . رزمندگان لد هواپیمایی را که بالای فرودگاه شهر در حال پرواز بود مورد هدف قرار داده و آن را پایین انداختند و با کمک رزمندگان روستاهای مجاور بر فرودگاه ، ایستگاه [[راه آهن|راه آهن]] ، مخزن سوخت و پادگان [[بیت نبالا ( روستای - ) |بیت نبالا]] تسلط پیدا کردند و پست ها سنگرهای مخصوصی را برای پاسداری و دفاع از این مکانها تعیین کردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اوضاع پیوسته بدین منوال بود تا اینکه دوره حکومت قیمومیت پایان گرفت و رژیم صهیونیستی اعلان موجودیت کرده و ارتش عربی وارد فلسطین شد و نخستین آتش بس اعلان گردید . به هنگام این آتش بس ، در روز 18/6/1948 گروهان پنجم پیاده جمعی تیپ سوم ارتش اردن ( که تعداد آنها 185 افسر و سرباز عادی بودند ) به طرف دو شهر لد و [[رمله ( شهر - ) |رمله]] حرکت کردند تا اینکه مواضع آنجا را تحت اختیار گرفته و فرماندهی نظامی اردن در اداره این دو شهر را مساعدت و یاری نمایند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین در دفاع از آنجا را نظم داده ، به حالت اول بازگردانند . برای فرمانده گروهان واضح بود که این دو شهربرای مدت زمان محدودی خواهند توانست در مقابل هجوم نیروهای پیاده دشمن دفاع کنند . ولی در مقابل تانکها و توپخانه یارای دفاع و مقاومت نخواهند داشت و همزمان با این از نظم و آمادگی و کنترل نیروهای مدافع این دو شهر کاسته خواهد شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اسرائیلی ها بعد از ، از سرگیری جنگ در 9/7/1948 قصد داشتند که شهرهای لد و [[رمله ( شهر - ) |رمله]] را اشغال کرده از آنجا به موقعیتهای ارتش اردن در باب الواد بروند تا اینکه بعد از شکستشان در گشودن راه [[بیت المقدس ( شهر - ) |بیت المقدس]] در فاصله مرحله اول جنگ قبل از آتش بس ، این بار با نیروی تمام آنجا را فتح کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این دو شهر یک هدف تحریک کننده و برانگیزنده بودند ، از یک جهت به خاطر کمی نیروهای مدافع و از جهت دیگر به خاطر نزدیکیشان به مراکز اصلی نیروهای اسرائیلی ، زیرا که در این صورت تدارک و بسیج نیروها و هرگونه عملی برای آنها آسان بود . از جهت سوم نیز به خاطر دوریشان از مراکز نیروهای عربی ، اسرائیلی ها همچنین به خاطر از بین بردن تجمع ساکنین عرب نزدیک [[تل آویو ( شهر - ) |تل آویو]] ، اولویت را به اشغال لد و [[رمله ( شهر - ) |رمله]] دادند و نیز برای از بین بردن ایده مناطق مشخص در تقسیم و دستیابی به دستاوردهای اقلیمی و استراتژیک و کاهش فشار از [[بیت المقدس ( شهر - ) |بیت المقدس]] این دو شهر را برای اشغال انتخاب کردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اسرائیلی ها اسم رمز &amp;quot; دانی &amp;quot; را برای عملیات لد و [[رمله ( شهر - ) |رمله]] انتخاب نموده و افراد نخبه و برگزیده [[ارتش اسرائیل|ارتش اسرائیل]] را برای انجام عملیات اختصاص دادند . آنها همان نیروی پالمخاخ بودند که از 6500 نفر ، سازمان یافته در سه تیپ تشکیل می شدند و به نفربرهای زرهی و زره پوشها و توپخانه و همچنین پشتیبانی هوایی مجهز بودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هجوم اسرائیل در روز 9/7/1948 آغاز شد . اسرائیلی ها قصد داشتند که هرگونه کمکی را که از سوی شرق به این دو شهر ارسال می شد قطع کنند ، درنتیجه دو تیپ به سمت شرق لد و [[رمله ( شهر - ) |رمله]] پیشروی کردند . یک تیپ از طرف جنوب پیش رفت به گونه ای که ساعت یک بامداد دهم ژوئیه به روستای عنابه و سپس به روستای [[جمزو ( روستای - ) : |جمزو]] وارد شد . تیپ دوم از طرف [[تل آویو ( شهر - ) |تل آویو]] در شمال غربی پیشروی کرد . این تیپ ابتدا &amp;quot; ولهمینا &amp;quot; و سپس فرودگاه لد را اشغال نمود . با اشغال فرودگاه ، گروهان ارتش اردن در [[رمله ( شهر - ) |رمله]] و عباسیه و یهودیه منحل شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بدین گونه محاصره این دو شهر کامل و سقوط آنها حتمی گردید . جنگجویان مستقر در روستاهای مذکور و فرودگاه لد نتوانستند در مقابل حملات منظم تانکها و توپخانه ها مقاومت چندانی انجام دهند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این میان ، دو شهر مورد بمباران سنگین هوایی قرار گرفتند . که به خصوص به مرکز پلیس رمله هدف گیری می شد . توپخانه نیز محله های مسکونی را مورد هدف قرار می داد . فشار اسرائیلی ها به صورتی جنگی بسیار خشن ادامه یافت . هواپیماهای آنها در صبح روز 11 ژوئیه اطلاعیه هایی را به زمین ریختند که اهالی را به تسلیم دعوت می کرد . زیرا بعد از محاصره شهرها هیچ گونه امیدی در جنگ نبود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اعلامیه ها از اهالی لد درخواست می کرد که هیأتی را به مقر فرماندهی اسرائیل در روستای [[جمزو ( روستای - ) : |جمزو]] در شرق لد بفرستند و از اهالی [[رمله ( شهر - ) |رمله]] نیز درخواست می نمود که هیأتی را به مقر فرماندهی اسرائیل در روستای [[بریه ( روستای - ) |بریه]] در شرق [[رمله ( شهر - ) |رمله]] ارسال کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اسرائیلی ها ابتد هجومشان را به شهر لد متمرکز کرده سپس هنگام ظهر ، از ناحیه شرقی از طرف [[دانیال ( روستای - ) |روستای دانیال]] به شدت به شهر حمله نمودند . ولی رزمندگان شهر توانستند بعد از یک نبرد یکساعت و نیمه در مقابل این هجوم مقاومت کنند . اسرائیلی ها در این نبرد 60 کشته دادند و رزمندگان درحالی که مهماتشان تمام شده بود بازگشتند . سپس اسرائیلی ها حمله دیگری را با نیروهای بیشتری آغاز کردند و درحالی که زره پوشها نیز آنها را پشتیبانی می کردند ، تواستند تقریبا در ساعت چهار بعدازظهر به شهر لد وارد شده آن را اشغال نمایند . آنان به سوی کوچک و بزرگ اهالی تیراندازی می کردند . درنتیجه تعداد زیادی از اهالی این شهر شهید شدند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نیرویی در دو گروهان که تعدادی زره پوشان از گردان یکم ارتش اردن نیز به همراه آنان بود در تاریخ 10 ژوئیه از منطقه [[رام الله ( شهر - ) |رام الله]] به طرف [[بیت نبالا ( روستای - ) |بیت نبالا]] حرکت کرد . این درحالی بود که کسانی که از گردان یکم باقی مانده بودند در بعدازظهر 11 ژوئیه به سوی پاسگاه &amp;quot; جفتلک &amp;quot; در عمق [[خاک|خاک]] اردن روی آوردند و دو روز در آنجا توقف کرده و سپس به منطقه دیر قدیس بازگشتند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرمانده تیپ سوم اردن در روز 11 ژوئیه گشتیی را به روستای [[جمزو ( روستای - ) : |جمزو]] فرستاد . آنها نیروهای اسرائیلی را از آن روستا عقب رانده و 10 نفر از افرادشان را کشتند . ولی اسرائیلی ها بعد از عقب نشینی گشتی اردنی به روستابازگشتند . نیروی گردان یکم نیز از مراکز خود در [[بیت نبالا ( روستای - ) |بیت نبالا]] مواضع خط مقدم نیروهای اسرائیلی را پس زده آنها را از آنجا عقب راندند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرماندهی اردن تعدادی زره پوش را برای تثبیت مواضع شهر لد ، فرستاد و همینکه اهالی شهر آنها را دیدند که سرگرم با دشمن ، دشمنی که در حال تدارک و بسیج نینرو به سوی بلندیهای لد بیود ، گمان کردند تانکها مقدمه ستون تانکی هستند که برای نجات لد می آیند . درنتیجه روحیه گرفته ، شروع به هجوم آوردن به صهیونیستها در هر جایی ، به خصوص در ناحیه شمالی ، به گونه ای که زره پوشهای اردنی به آن ناحیه داخل شدند نمودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما زره پوشهای اردنی بعد از مدت کوتاهی عقب نشینی کردند و این کار به پیروزی دشمن بر مجاهدین منجر شد . آنها بر ساکنین لد تسلط پیدا کرده درنتیجه 426 عرب را کشتند که 176 نفر از آنها در قتلگاهی که در مسجد شهر برایشان آماده شده بود به شهادت رسیدند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نیروهای اسرائیلی بعد از سقوط لد به سوی مرکز گروه که بین لد و [[رمله ( شهر - ) |رمله]] واقع بود پیشروی کردند . در این مرکز مقر فرماندار نظامی اردن قرار داشت . این نیروها&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خطوط تلفن بین فرماندهی گروهان پنجم اردن مستقر در گروه و مراکز گروهها و دسته های نظامی را قطع کردند . فرمانده گروهان اکیپی مرکب از هشت سرباز را برای اطلاع حاصل کردن از اوضاع فرستاد ، همچنین از فرمانده محافظین ایستگاه [[راه آهن|راه آهن]] لد درخواست کرد که به نگاهبانی از مرکز گروه و فرماندار نظامی اردن بپردازند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هنگامی که این فرمانده بر مرکز تسلط پیدا کرد دریافت که نیروهای اسرائیلی به نزدیکی مقر فرماندار رسیده اند . درنتیجه یگان تحت امر او با نیروی اطلاعات دشمن درگیر شده ، دو خودرو جیپ آنها را نابود کردند و مقادیری سلاح از آنها به غنیمت گرفتند . این درحالی بود که افراد باقیمانده دشمن پا به فرار گذاشته بودند . در این هنگام اسرائیلی ها از پیشروی به سمت [[رمله ( شهر - ) |رمله]] بازایستاده ، فرماندار نظامی اردن با اکیپ موجود در مقرش نجات داده شدند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رزمندگانی که در ساختمان پلیس به پاسداری مشغول بودند در کنار ارتش اردن ستیزه جویانه به جنگ مشغول بودند و اسرائیلی ها که گمان می کردند نیروهای زیادی در شهر متمرکز شده اند ، نیروهای خود را عقب کشیدند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گروهان پنجم اردن و یگانهای خود را در مرکز پلیس [[رمله ( شهر - ) |رمله]] جمع آوری کرده سپس از تیپ 3 اردنی ( تیپی که سرتیپ اشتون انگلیسی آن را فرماندهی می کرد ) تلگرافی دریافت کرد که گروهان را به عقب نشینی فرمان می داد . عقب نشینی شبانه به صورت پیاده از طریق [[جمزو ( روستای - ) : |جمزو]] - - عنابه - - بیت سیرا انجام شد . به طوری که این منطقه گروهان را در خود جای می داد . گروهان قبل از عقب نشینی تجهیزات سنگین و سلاحهای اضافی اش را از بین برد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اسرائیلی ها حلقه محاصره شهر [[رمله ( شهر - ) |رمله]] را محکمتر کرده نیروهای تازه نفسی را آوردند و بمباران هوایی و آتش توپخانه شان را افزایش دادند . اهالی شهر همین که از عقب نشینی گروهان اردن باخبر شدند ناچار شدند که برای تسلیم شدن با اسرائیلی ها تماس حاصل نمایند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درنتیجه هیأتی به نمایندگی از آنان به روستای [[بریه ( روستای - ) |بریه]] رفتند . اسرائیلی ها آنان را از آنجا به مستعمره &amp;quot; النعانی &amp;quot; بردند . گفت وگوها از ساعت 22 روز 11/7/1948 تا ساعت شش بامداد روز بعد ادامه یافت . آنها توافق کردند که شهر را طبق شرایطی مکتوب تسلیم نمایند . از آن جمله عدم تعرض به ساکنین شهر و دست نزدن به املاک . اما هنگامی که هیأت اعزامی به رمله بازگشتند نیروهای اسرائیلی شهر را اشغال کرده بودند . سپس اعضای هیأت تحت الحفظ در شهرداری [[رمله ( شهر - ) |رمله]] جای داده شدند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اسرائیلی ها جوانان شهر را جمع کرده ، درحالی که دستهایشان بالا بود ، آنها را به محل تجمع اسراء واقع در مرکز پلیس رمله آوردند . به طوری که تا ساعت بعدازظهر هفت همانجا باقی ماندند . سپس اسرائیلی ها اعضای هیأت را آزاد کردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در روز 13 ژوئیه اسرائیلی ها از ساکنین شهر [[رمله ( شهر - ) |رمله]] درخواست کردند که شهر را تخلیه نمایند . اهالی شهر آن را نپذیرفتند . دشمن هم به شروطی که با هیأت بر سر آن توافق کرده بود عمل نکرد . بلکه بیشتر ساکنین شهر را مجبور کرد که کوچ کنند و بر ماشینهایی که آنان را به محل دیگری به سمت شرق می بردند ، سوار کرده در آنجا آنها را رها کردند تا با پای پیاده ادامه مسیر دهند . عملیات کوچ دادن اهالی سه روز به طول انجامید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مأخذ : ==&lt;br /&gt;
#العارف ، عارف : ''''' النکبة ، ''''' جلد 3 ، بیروت 1956 .&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Wikiadmin</name></author>
		
	</entry>
</feed>