<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>http://palpedia.afagh-bidari.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%B7%D9%87_%D8%8C_%D8%AA%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D8%B1</id>
	<title>طه ، تیسیر - تاریخچهٔ ویرایش‌ها</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://palpedia.afagh-bidari.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%B7%D9%87_%D8%8C_%D8%AA%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D8%B1"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="http://palpedia.afagh-bidari.ir/index.php?title=%D8%B7%D9%87_%D8%8C_%D8%AA%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D8%B1&amp;action=history"/>
	<updated>2026-06-06T06:41:25Z</updated>
	<subtitle>تاریخچهٔ ویرایش‌های این صفحه در ویکی</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.34.2</generator>
	<entry>
		<id>http://palpedia.afagh-bidari.ir/index.php?title=%D8%B7%D9%87_%D8%8C_%D8%AA%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D8%B1&amp;diff=6675&amp;oldid=prev</id>
		<title>Wikiadmin: ۱ نسخه واردشده</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://palpedia.afagh-bidari.ir/index.php?title=%D8%B7%D9%87_%D8%8C_%D8%AA%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D8%B1&amp;diff=6675&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2020-07-15T01:40:41Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;۱ نسخه واردشده&lt;/p&gt;
&lt;table class=&quot;diff diff-contentalign-right&quot; data-mw=&quot;interface&quot;&gt;
				&lt;tr class=&quot;diff-title&quot; lang=&quot;fa&quot;&gt;
				&lt;td colspan=&quot;1&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #222; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan=&quot;1&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #222; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۱۵ ژوئیهٔ ۲۰۲۰، ساعت ۰۱:۴۰&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-notice&quot; lang=&quot;fa&quot;&gt;&lt;div class=&quot;mw-diff-empty&quot;&gt;(بدون تفاوت)&lt;/div&gt;
&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Wikiadmin</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://palpedia.afagh-bidari.ir/index.php?title=%D8%B7%D9%87_%D8%8C_%D8%AA%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D8%B1&amp;diff=6674&amp;oldid=prev</id>
		<title>Wikiadmin در ‏۱۵ ژوئیهٔ ۲۰۲۰، ساعت ۰۱:۴۰</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://palpedia.afagh-bidari.ir/index.php?title=%D8%B7%D9%87_%D8%8C_%D8%AA%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D8%B1&amp;diff=6674&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2020-07-15T01:40:41Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
        &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او از جوانان متدین و بااخلاق و مستعد و فعال بود که اصرار داشت از همان لحظات اولیه جهاد ، به اخوان المسلمین سوریه بپیوندد . اما نزدیکان و خویشاوندانش به شدت مخالف این امر بودند ؛ زیرا قرار بود یک هفته بعد ، مراسم عروسی او انجام بگیرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او وقتی با دکتر &amp;quot; مصطفی سباعی &amp;quot; که از فلسطین برای انجام برخی امور مربوط به جنگ ، به دمشق آمده بود مواجه شد از اینکه نمی توانست در کنار دیگر رزمندگان باشد ، نتوانست حرف بزند و بغض گلویش را گرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استاد مصطفی سباعی در یکی از یادداشتهای خود&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درباره این جوان و نحوه شهادتش می نویسد :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در 17 می1948 وقتی برای تهیه آذوقه و تدارکات به دمشق رفتم ، در ستاد کل اخوان ، با او روبه رو شدم که همراه دوست صمیمی اش دکتر &amp;quot; زهیر البیک &amp;quot; لباس رزم پوشیده بود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این دو ، دانشجوی سال چهارم پزشکی در دانشگاه دمشق ، بودند . آنها اصرار داشتند که همراه من به قدس بیایند . پرسیدم آیا پدرت رضایت دارد ؟ گفت : بله ، گفتم : چگونه توانستی او را قانع کنی ؟ گفت : امروز صبح بعد از نماز مشغول تلاوت [[قرآن ، احادیث و روایات اسلامی ( فلسطین در - ) |قرآن]] بود و من گوش می دادم ، وقتی به این آیه رسید :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot; أینما تکونوا یدرککم الموت ولو کنتم فی بروج مشیدة &amp;quot; .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر کجا که باشید مرگ به سراغتان می آید حتی اگر در برجهای محکم و استوار باشید . به او گفتم آیا به این آیه اعتقاد نداری پدرم گفت : چرا ؟ گفتم : پس چرا من را از رفتن به فلسطین منع می کنی ؟ سپس کمی درنگ کرد و گفت : برو که اجل و مرگ دست خداست .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همراه تیسیر و زهیر دمشق را به مقصد قدس ترک کردیم . تیسیر شادی وصف ناپذیری داشت . من بعد از غروب خود را زودتر از آنها به قدس رساندم و قرار شد آن دو بعدا به ما ملحق شوند . آنها شب را در عمان سپری کردند و عصر روز بعد ( 18 می ) به قدس رسیدند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیمارستان مملو از مجروحین بود . آنها را راضی کردم تا در بیمارستان مشغول به خدمت شوند چون در آنجا بیش از صحنه جنگ به آنها نیاز داشتیم . برای همین هم به مسئول اسلحه خانه سپردم که سلاح در اختیارشان قرار ندهد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن شب به گشت میان افراد اخوان و مرکز تحت سلطه اخوان پرداختم و ساعت یک ونیم شب به ستاد برگشتم و طبق معمول با لباس رزمی و با آمادگی کامل خوابیدم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ساعت شش صبح برادر لطفی سیروان من را بیدار کرد و گفت : ای کاش سری به بیمارستان می زدی . گفتم : آیا اتفاق جدیدی افتاده است ؟ گفت : برادر تیسیر زخمی شده است . متعجب و نگران گفتم : سلاح از کجا به دست آورده است ؟ گفت : ساعت سه نیمه شب به درخواست نیروی سریع برای حفاظت از &amp;quot; [[باب العامود|باب العامود]] &amp;quot; به ما رسید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چند نفر از مجاهدین را بیدار کردیم ، تیسیر و&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوستش زهیر هم اصرار کردند که همراه ما به محل نبرد بیایند . تیسیر در طول انجام نبرد تا صبح بیدار بود . وقت نماز چون آب نبود ، همراه دیگران تیمم کرد ، تا نماز صبح بخواند . وقتی نماز تمام شد تیسیر برگشت . ناگهان گلوله ای به پیشانی او اصابت کرد و به زمین افتاد . وقتی این را شنیدم به سرعت راهی بیمارستان شدم او در بیهوشی کامل به سر می برد . از رئیس جراحان پرسیدم آیا پس از عمل جراحی امیدی برای نجات او هست ؟ پاسخ منفی بود . ولی با این وجود ، این جراحی به سرعت انجام گرفت ؛ اما معلوم شد که گلوله به مغز او اصابت کرده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تیسیر پس از چند ساعت به شهادت رسید . تصمیم گرفتیم که جنازه او را به دمشق بفرستیم . سوار آمبولانس شدم و به یکی از اتاقهای ستاد کل اخوان المسلمین در فرمانداری رفتم . از آنجا جنازه او در میان جمع کثیری از مردم به طرف &amp;quot; دوما &amp;quot; تشییع شد و در همانجا به [[خاک|خاک]] سپرده شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مأخذ : ==&lt;br /&gt;
#ابوفارس ، محمد عبدالقادر : ''''' شهداء فلسطین ، '''''دارالفرقان للنشر و التوزیع ، اردن - عمان 1990 .&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Wikiadmin</name></author>
		
	</entry>
</feed>