<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>http://palpedia.afagh-bidari.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%B7%D9%86%D8%B7%D9%88%D8%B1%D9%87_%28_%DA%A9%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D8%B1_-_23%2F5%2F1948_%29</id>
	<title>طنطوره ( کشتار - 23/5/1948 ) - تاریخچهٔ ویرایش‌ها</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://palpedia.afagh-bidari.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%B7%D9%86%D8%B7%D9%88%D8%B1%D9%87_%28_%DA%A9%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D8%B1_-_23%2F5%2F1948_%29"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="http://palpedia.afagh-bidari.ir/index.php?title=%D8%B7%D9%86%D8%B7%D9%88%D8%B1%D9%87_(_%DA%A9%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D8%B1_-_23/5/1948_)&amp;action=history"/>
	<updated>2026-06-06T05:32:35Z</updated>
	<subtitle>تاریخچهٔ ویرایش‌های این صفحه در ویکی</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.34.2</generator>
	<entry>
		<id>http://palpedia.afagh-bidari.ir/index.php?title=%D8%B7%D9%86%D8%B7%D9%88%D8%B1%D9%87_(_%DA%A9%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D8%B1_-_23/5/1948_)&amp;diff=6655&amp;oldid=prev</id>
		<title>Wikiadmin: ۱ نسخه واردشده</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://palpedia.afagh-bidari.ir/index.php?title=%D8%B7%D9%86%D8%B7%D9%88%D8%B1%D9%87_(_%DA%A9%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D8%B1_-_23/5/1948_)&amp;diff=6655&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2020-07-15T01:40:41Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;۱ نسخه واردشده&lt;/p&gt;
&lt;table class=&quot;diff diff-contentalign-right&quot; data-mw=&quot;interface&quot;&gt;
				&lt;tr class=&quot;diff-title&quot; lang=&quot;fa&quot;&gt;
				&lt;td colspan=&quot;1&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #222; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan=&quot;1&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #222; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۱۵ ژوئیهٔ ۲۰۲۰، ساعت ۰۱:۴۰&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-notice&quot; lang=&quot;fa&quot;&gt;&lt;div class=&quot;mw-diff-empty&quot;&gt;(بدون تفاوت)&lt;/div&gt;
&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Wikiadmin</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://palpedia.afagh-bidari.ir/index.php?title=%D8%B7%D9%86%D8%B7%D9%88%D8%B1%D9%87_(_%DA%A9%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D8%B1_-_23/5/1948_)&amp;diff=6654&amp;oldid=prev</id>
		<title>Wikiadmin در ‏۱۵ ژوئیهٔ ۲۰۲۰، ساعت ۰۱:۴۰</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://palpedia.afagh-bidari.ir/index.php?title=%D8%B7%D9%86%D8%B7%D9%88%D8%B1%D9%87_(_%DA%A9%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D8%B1_-_23/5/1948_)&amp;diff=6654&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2020-07-15T01:40:41Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
        &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[طنطوره ( روستای - ) |طنطوره]] یکی از زیباترین روستاهای فلسطین بود که یکی از وحشیانه ترین جنایتهای رژیم صهیونیستی در آن اتفاق افتاد . اسرائیل امروزه سعی می کند آن را انکار کند و حتی با هر گونه اطلاعاتی مربوط به آن مبارزه کند تا دامن ارتش خود را از آن اتهام پاک نگه دارد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روستای [[طنطوره ( روستای - ) |طنطوره]] در اوایل ماه مه 1948 جزو آخرین روستاهای عرب نشین باقیمانده در نوار دشت ساحلی به شمار می رفت . نشستی در 9 مه میان افسران اطلاعاتی گروه [[هاگاناه|هاگاناه]] و کارشناسان امور عربی به منظور تعیین سرنوشت روستای [[طنطوره ( روستای - ) |طنطوره]] و دیگر روستاها برگزار شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به گفته &amp;quot; بنی موریس &amp;quot; مورخ اسرائیلی ، نشست مذکور تصمیم گرفت تا اهالی را اخراج یا به تسلیم شدن وادار سازد . تصمیم یاد شده پس از دو هفته در [[طنطوره ( روستای - ) |طنطوره]] به مورد اجرا گذاشته شد . گردان 33 هاگاناه &amp;quot; گردان سوم لشکر اسکندرونه ) در شب 23 ماه به روستا حمله کرد و روستای طنطوره پس از یک نبرد کوتاه مدت تصرف شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زیرا - - به گفته موریس - - اهالی روستا شرایط هاگاناه مبنی بر تسلیم شدن را نپذیرفتند و جنگ را برگزیده بودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موریس می افزاید : بدیهی است که فرماندهان لشکر اسکندرونه روستا را خالی از سکنه می خواستند . هر چند که بعضی از اهالی ، روستا را ترک کرده بودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روزنامه نیویورک تایمز به نقل از بیانیه نظامی اسرائیل در 23 ماه مه 1948 گفت : صدها عرب به همراه تعداد زیادی گاو و گوسفند به دست ما افتادند . اما بر سر این صدها اسیر عرب چه آمد ؟ روزنامه مذکور به نقل از [[هاگاناه|هاگاناه]] مدعی می شود که روستا محل رفت و آمد مصری های داوطلب برای جنگ از طریق دریا بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب می افزاید : البته مشکل اهالی با اخراج آنها پایان نگرفت . بعضی از آنها به منطقه مثلث رفتند ، در حالی که 1200 تن از آنان به روستای همجوار [[طنطوره ( روستای - ) |طنطوره]] یعنی فریدیس رانده شدند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فریدیس قبل از [[طنطوره ( روستای - ) |طنطوره]] تصرف شده بود . &amp;quot; بیخور شیطریت &amp;quot; وزیر مشاور در دولت اسرائیل در اواخر ماه مه از دیوید [[بن گورین ، دیوید ( 1973 - 1886 ) |بن گورین]] نخست وزیر پرسید : آیا ساکنان [[طنطوره ( روستای - ) |طنطوره]] را باید از فریدیس نیز اخراج کرد ؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موریس خاطرنشان می سازد : اکثر اهالی در تابستان از سرزمینهای اشغال شده توسط اسرائیل اخراج شدند و تقریبا 2000 تن از آنان که اغلب زن و بچه بودند و نزدیکانشان در بازداشت اسرائیل به سر می بردند ، در فریدیس باقی ماندند . آنان بی سرپناه و بی لباس و آذوقه باقی ماندند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot; اجرای عملی طرح دال ( نک : دال ، مطرح - ) باعث شد تا دهها روستای عربی از سکنه خاکی شوند و کاملاً ویران گردند . این در حالی است که بعضی از روستاهای یاد شده به شبه نظامیان عرب پناه نداده بودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اسرائیل سیاست &amp;quot; زمین سوخته &amp;quot; را در پیش گرفته بود . براساس طرح دال می بایست مجتمع های مسکونی عرب واقع در جاده های اصلی از سکنه خالی می شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ستاد فرماندهی کل از 8 تا 10 آوریل به یگانهای [[هاگاناه|هاگاناه]] فرمان داد تا اکثر ساکنان باقیمانده در مجتمع های روستایی عربی واقع در جاده های [[تل آویو ( شهر - ) |تل آویو]] - - خصیره و [[جنین ( شهر - ) |جنین]] - - [[حیفا ( شهر - ) |حیفا]] و [[بیت المقدس ( شهر - ) |بیت المقدس]] - - [[تل آویو ( شهر - ) |تل آویو]] را کوچ دهند و در صورت لزوم با زور اخراج نمایند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دست اندرکاران دستگاه اطلاعات محلی [[هاگاناه|هاگاناه]] ، در جلسه مشترکی با کارشناسان امور عربی تصمیم گرفتند از [[هاگاناه|هاگاناه]] بخواهند تا اهالی روستاهای کفرتابا ، طیره ، قانون ، [[طنطوره ( روستای - ) |طنطوره]] و فجه واقع در دشت ساحلی را اخراج یا وادار به تسلیم نمایند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اشغال روستای ساحلی [[طنطوره ( روستای - ) |طنطوره]] در 23/5/1948 توسط گردان سوم لشکر اسکندرونه صورت گرفت . در منطقه مرکزی [[هاگاناه|هاگاناه]] که از کرمل تا حومه [[تل آویو ( شهر - ) |تل آویو]] امتداد داشت ، تأسیس شد و موظف بود تا از منطقه مشخصی دفاع نماید . البته دفاع از این منطقه برای تمام صحنه نبرد اهمیت حیاتی داشت ، زیرا ستون فقرات اسرائیل را تشکیل می داد و دربردارنده جاده های مواصلاتی و راه [[آهن|آهن]] بود و راههایی که شمال کشور یعنی جلیل و [[حیفا ( شهر - ) |حیفا]] را به جنوب آن یعنی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[تل آویو ( شهر - ) |تل آویو]] ، شفیلا و نقب متصل می ساخت ، از آن می گذشت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot; اشتاین &amp;quot; فرمانده لشکر ، نیروی خود را به سبک لشکر انگلیس دسته بندی و سازماندهی کرد . او مشاهده کرد که &amp;quot; عفنمات حاییم &amp;quot; گنجایش نیرویش را ندارد و به همین دلیل آن را به دو اردوگاه نظامی در نتانیا در محله ای کهن دور از مرکز شهر منتقل ساخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او پس از گذشت سه ماه از تشکیل لشکر ، ستاد فرماندهی خود را به یکی از اردوگاههای ارتش انگلیس در نزدیکی نتانیا منتقل ساخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس مشخص شد که [[طنطوره ( روستای - ) |طنطوره]] در جاده ساحلی میان [[حیفا ( شهر - ) |حیفا]] و [[تل آویو ( شهر - ) |تل آویو]] واقع شده بود و اردوگاه آموزش نظامی [[دورا ( شهرک - ) |دورا]] در نزدیکی آن قرار داشت و از سوی دیگر آتش بس در آستانه اجرا شدن بود و [[طنطوره ( روستای - ) |طنطوره]] براساس طرحهای صهیونیستها می توانست به حال خود باقی ماند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot; دیوید بن گوریون &amp;quot; در کتاب &amp;quot; خاطرات جنگ 1947 - 1948 &amp;quot; درباره [[طنطوره ( روستای - ) |طنطوره]] می گوید : &amp;quot; روز دوشنبه مصادف با 24/5/1948 است . عملیات در منطقه مرکزی یک ضرورت به شمار می آمد ، زیرا روحیه جوانان ما باید تقویت می شد . [[طنطوره ( روستای - ) |طنطوره]] را تصرف کردند . در آنجا یک بندر جدید وجود دارد . لشکر اسکندرونه 1100 تفنگدار و 1800 نیروی عملیاتی در اختیار دارد . عملیات اسکندرونه در [[طنطوره ( روستای - ) |طنطوره]] با موفقیت همراه بود . روستا اشغال شد و اسیر و اسلحه به دست آمد . &amp;quot;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما اسرا به چه سرنوشتی دچار شدند ؟ منابع رسمی اسرائیل تاکنون به این سئوال پاسخ نگفته اند . &amp;quot; تیدی کاتس &amp;quot; پژوهشگر اسرائیلی در تحقیق خود به نام &amp;quot; خروج اعراب از روستاهای ساحلی کرمل جنوبی در سال 1948 &amp;quot; به عنوان پایان نامه فوق لیسانس خود به نقل از شاهدان عینی فاجعه [[طنطوره ( روستای - ) |طنطوره]] و سربازان شرکت کننده در عملیات نظامی سال 1948 مطالبی به رشته تحریر درآورد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شاهدان عینی : ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فوزی محمود الطنجی 74 ساله ساکن اردوگاه [[طولکرم ( شهر - ) |طولکرم]] از اهالی [[طنطوره ( روستای - ) |طنطوره]] و از نجات یافتگان این کشتار است . در این باره می گوید : [[ارتش اسرائیل|ارتش اسرائیل]] نیمه شب 22 مه روستای [[طنطوره ( روستای - ) |طنطوره]] را اشغال کرد . پس از آن جوانان روستا در نقاط مختلف مستقر شده بودند تا با سلاحهای سبکی که داشتند از روستا حمایت کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot; ارتش به طرف جوانانی که مقاومت می کردند آتش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گشود . تعدادی کشته شدند . مقاومت ما تا نزدیک صبح ادامه یافت و مهماتمان تمام شد . من یکی از کسانی بودم که فقط دو تا گلوله دیگر داشتم . تصمیم گرفتم به خانه برگردم . دو گلوله را برای احتیاط نگه داشته بودم ، تا بروم از خانه اسلحه دیگری به دست آورم . در راه سربازان را دیدم که داشتند جوانان را به خانه الدسوقی در ساحل دریا می بردند . نمی توانستم مادرم و خانواده را به حال خود بگذارم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس به آنجا رفتم . &amp;quot; فوزی ادامه می دهد : &amp;quot; سربازان لیست اسامی فلسطینیانی را داشتند که قبل از آمدن اسرائیل در نیروهای پلیس کار می کردند . من هم یکی از آنها بودم . نخستین دور از اسامی را سربازی خواند . نوبت به اسم من رسید . تصمیم گرفتم پاسخ ندهم . مطمئن هم بودم که کسی مرا شناسایی نخواهد کرد . وقتی نام مرا خواند ساکت شدم . کسی حرفی نزد . چند بار دیگر نام مرا خواند و عصبانی شد . پسر عمه ام را فراخواند و گفت او را به جای من خواهد کشت . در آن موقع بود که برخاستم و خودم را به سرباز معرفی کردم &amp;quot; .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فوزی می گوید : &amp;quot; سرباز دست و چشمم را بست و به همراه ده جوان دیگر برد . ما سومین گروه بودیم که به آن گور دسته جمعی می رسیدیم . تعداد زیادی از جوانان روستا کشته شده بودند . معلوم شد هر گروه را می آوردند آنجا می کشتند . پیش از آنکه نوبت به کشتن یا اعدام ما برسد ، دستور دادند چاله بکنیم . حفره ای به طول چهل و عرض دو متر کندیم . وقتی تمام شد دستور دادند که جسدها را دفن کنیم . این کار برای ما بسیار سخت بود . آنها رفتند تا خودشان این کار را انجام دهند . مناظری بود که پشت آدم می لرزید . وحشت همه ما را فرا گرفته بود ، چون می دانستیم که مرگمان نزدیک است . بدترین صحنه ها ، جایی بود که می دیدیم بعضی جوانهایی را خاک می کردند که هنوز اعضای بدنشان تکان می خورد . روشن بود که آنها زنده اند . &amp;quot;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مدت انتظار مرگ ، گروهی از یهودیان از &amp;quot; زخدون یعقوب &amp;quot; آمدند و مانع ادامه این جنایت شدند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فوزی طنجی می گوید : &amp;quot; من با بقیه مردان روستا ، پس از کشته شدن 250 تن نجات پیدا کردیم . یک شاهد عینی دیگر به نام مصطفی مصری 65 ساله می گوید : 12 تن از افراد خانواده ام در نزدیکی منزلشان کشته شدند . فرمانده یهودی ساعتها پس از پایان یافتن نبرد در خیابانهای روستا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قدم می زد و به سوی هر کس که می دید تیراندازی می کرد . &amp;quot;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اسناد : ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منابعی که اسناد این کشتار را ثبت کرده اند تأیید می کنند که [[ارتش اسرائیل|ارتش اسرائیل]] برای ارتکاب این جنابت برنامه ریزی کرده بود . این موضوع در پژوهشهای تیدی کاتس و محمد الطنجی فرزند فوزی هر دو آمده است . هر دو برداشت خود را متکی بر اطلاعاتی کرده اند که از شاهدان عینی به ویژه بعضی سربازان اسرائیلی و یهودیان ساکن شهرکهای همسایه [[طنطوره ( روستای - ) |طنطوره]] به دست آورده اند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اطلاعات موجود نشان می دهد که گروهان 33 از گردان &amp;quot; اسکندرونه &amp;quot; به همراه بخشی از گروهان ترابری گردان &amp;quot; کرملی &amp;quot; و گروهان دریایی گردان &amp;quot; [[پالماخ|پالماخ]] &amp;quot; اقدام به حمله به روستای [[طنطوره ( روستای - ) |طنطوره]] و اشغال آن کرده اند . نزدیکی های صبح بود که روستا پس از اتمام مهمات مدافعان و تسلیم شدن سقوط کرد . محمد الطنجی به نقل از یکی از شاهدان عینی می نویسد :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از حمله شبانه تصمیم گرفتیم صبح تسلیم شویم . مقاومت اهالی روستا با آن سلاحهای قدیمی و مهمات اندک جز چند ساعت طول نکشید . ما پرچم های سفید را در همه جا بالا بردیم . با این وجود ما را در ساحل دریا جمع کردند . مردها یک طرف و زنان و کودکان طرف دیگر . تا بعدازظهر در آن آفتاب سوزان بدون [[غذا|غذا]] و آب ماندیم حتی به کسی اجازه دستشویی رفتن داده نمی شد . مجبور بودیم در مقابل همدیگر قضای حاجت کنیم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد یکی از افسران آمد . به نظرم فرمانده بود . ما چند تن را بردند و دستور دادند که حفره بزرگی را بکنیم . فهمیدیم که برای کشته هایی است که آنها را می خواهند بیاورند و [[خاک|خاک]] بکنند . کشته ها را آوردند . آنها را یکی یکی در حفره انداختیم و بدترین خاطره ای را که به یاد می آورم این بود که من با دوست هم سن خودم ، مردی را داشتیم به طرف حفره می بردیم و یک دفعه دوستم ایستا و شروع کرد به گریستن و ضجه زدن و گفت : &amp;quot; عدنان ! این پدرم است که هنوز زنده است و دارد به ما نگاه می کند . چه کار کنم ؟ &amp;quot;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این شاهد ادامه می دهد : &amp;quot; یادم می آید وقتی ما را از ساحل به آن گور بردند مردی کشته و به رو افتاده بود . دخترانش او را احاطه کرده و مویه می کردند اما همسرش با اصرار انکار می کرد که او شوهرش نیست تا بچه ها از گزند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصون بمانند . در طول راه اجساد زیادی را دیدیم که بعد در آن گور دفن شدند . &amp;quot;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نکاتی را هم که پژوهشگر اسرائیلی ( تیدی کاتس ) نقل می کند . به همین ترتیب است . او از زبان ایلی شمعونی که در آن زمان مسئول سربازگیری لشکر اسکندرونه بود می گوید :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot; من تردیدی ندارم که در [[طنطوره ( روستای - ) |طنطوره]] کشتاری اتفاق افتاد . من این حرف را هیچ جا نزده ام . چون این حادثه افتخاری برای ما نیست . &amp;quot; وی در نواری که از او ضبط شده می گوید ماجرا را شنیده ولی به چشم ندیده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
می گوید موضوع را از سه فرد یهودی شنیده است و آنها تأیید کردند که سربازان اسرای فلسطینی را در گروههایی جمع کرده و آنها را دویست متر جلوتر برده و به طرف آنها شلیک کردند . فردی یهودی به او گفته بود پسر عمویش در جنگ [[قلقیلیه ، کشتار ( 10 اکتبر 1956 ) |قلقیلیه]] کشته شد . زیرا در آن نبرد ، لشکر اسکندرونه به شدت تضعیف شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از این رو فرماندهان تصمیم گرفتند با کشتار [[طنطوره ( روستای - ) |طنطوره]] ضمن انتقام از فلسطینیان ، روحیه سربازان خود را بالا برند . این سرباز از فرمانده اش شنیده بود که به او دستور داد تا فلسطینیان را به گروههای 7 - 5 نفره تقسیم کرده و آنها را اعدام کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرباز دیگری می گوید : &amp;quot; برادرم در یکی از نبردها کشته شد و آن وقت فرمانده دستور داد گروهی را ببر و بکش . به این ترتیب کشته ها بیشتر می شد . در مقابل هر تن تعدادی کشته می شدند . &amp;quot;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمد الطنجی نیز در پژوهش خود با اتکا بر اسناد رسمی [[ارتش اسرائیل|ارتش اسرائیل]] نشان می دهد که اشغال [[طنطوره ( روستای - ) |طنطوره]] و کشتار آن از پیش طراحی شده بود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طنجی در تحقیق خود می نویسد : &amp;quot; پس از اشغال [[کفرسابا ( روستای - ) |کفرسابا]] و خسارتهای زیاد [[ارتش اسرائیل|ارتش اسرائیل]] ، لشکر اسکندرونه تصمیم گرفت با تمام توان روستای طنطوره را اشغال کرده با انجام این خیانت به آن ارتش شکست خورده اعتبار تازه ای ببخشد . &amp;quot;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[بن گورین ، دیوید ( 1973 - 1886 ) |بن گورین]] نیز در یادداشتهای روزانه خود می نویسد : &amp;quot; انجام عملیات ضروری بود . باید روحیه سربازان تقویت می شد برای همین طنطوره تصرف شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طنطوره بندر خوبی دارد . لشکر اسکندرونه 1100 تن نیروی دژبان و 1800 نیروی عادی داشت . &amp;quot; محمد الطنجی می گوید طبق اظهارات [[بن گورین ، دیوید ( 1973 - 1886 ) |بن گورین]] اسرائیل از این&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کار سه هدف داشته است :&lt;br /&gt;
#بالا بردن روحیه سربازان شکست خورده اش .&lt;br /&gt;
#تمایل صهیونیسم برای تخلیه [[طنطوره ( روستای - ) |طنطوره]] و در اختیار گرفتن این بندر .&lt;br /&gt;
#اشغال [[طنطوره ( روستای - ) |طنطوره]] شکافی را بین روستاهای فلسطینی به وجود می آورد و زمینه اشغال بقیه آنها را تسهیل می کرد . به هر حال پس از تصمیم گیری ، [[ارتش اسرائیل|ارتش اسرائیل]] ، [[طنطوره ( روستای - ) |طنطوره]] را از چهار جهت محاصره کرد و بنابراین هیچ فرصتی به روستاییان برای فرار داده نشد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روزنامه النهار به نقل از فرمانده عملیات در روستای [[طنطوره ( روستای - ) |طنطوره]] می گوید : &amp;quot; نبتس بریدان &amp;quot; سرتیپ بازنشسته اسرائیلی به آرامی ، کشتار را برای روزنامه اسرائیلی معاریو تعریف می کند . وی می گوید : نیروهای مهاجم [[حق|حق]] سئوال کردن نداشتند و نباید کسی را زنده نگه می داشتند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سخنان این سرتیپ تقریبا کاملاً شبیه اظهارات فرمانده کشتار [[کفرقاسم ، کشتار ( 29 اکتبر 1956 ) |کفرقاسم]] در سال 1956 بود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منابع اسرائیلی در مورد کشتاری که تقریبا 200 قربانی گرفت چه می گویند ؟ به عبارت دیگر از نظر تلفات انسانی از کشتار [[دیریاسین ( روستای - ) |دیریاسین]] نیز فراتر رفت . این در حالی است که کشتار [[طنطوره ( روستای - ) |طنطوره]] پس از اعلام تشکیل دولت اسرائیل و توقف عملیات نظامی ، یعنی در شب 22 و 23 ماه مه سال 1948 به وقوع پیوست .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سخنگوی نظامی اسرائیل تنها به این گفته بسنده کرد که بر اساس اطلاعات موجود ارتش هیچ دلیلی مبنی بر وقوع کشتار در اختیار ندارد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==بیم اسرائیل : ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی پایان نامه &amp;quot; تیدی کاتس &amp;quot; که زیر نظر دکتر &amp;quot; ایلان بابی &amp;quot; تهیه شده بود ، در دانشگاه [[حیفا ( شهر - ) |حیفا]] رد شد ، پرسشهای متعددی را برانگیخت . دکتر بابی ، کار پژوهش علمی در این باره را معرفی کرد که به طور طبیعی داستان پردازی های پیرامون فاجعه سال 1948 را مورد تردید قرار می داد . از این رو بیشترین مخالفتها از سوی کسانی طرح شد که تاریخ اسرائیل را تدریس می کردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به نظر بابی علت دیگر مخالفت با این پایان نامه ، بحث هایی بود که پیرامون [[حق|حق]] بازگشت فلسطینیان مطرح می شد . بحثی که در گفت وگوهای آینده صلح باید حل و فصل گردد . در عین حال تیدی کاتس بین این کشتار و فاجعه [[جنین ( شهر - ) |جنین]] تفاوتی نمی بیند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی می گوید [[ارتش اسرائیل|ارتش اسرائیل]] در سال 1948 این کشتار را مرتکب شد و در سال 2002 نیز کشتار [[جنین ( شهر - ) |جنین]] به وجود آمد و این حقیقتی است که هیچ کس نمی تواند آنها را انکار کند . &amp;quot;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی می افزاید : &amp;quot; به عنوان یک اسرائیلی حتی برای لحظه ای در یکسان بودن این دو کشتار تردیدی ندارم . به صراحت می گویم کسی که می کوشد تا این کشتار را کتمان کند دروغ می گوید . &amp;quot;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر در رأس کشتار [[جنین ( شهر - ) |جنین]] ، افرادی چون [[شارون ، آریل|شارون]] ، شائول [[موفاز ، شائول|موفاز]] و [[دایان ، موشه|موشه دایان]] بودند ، در لشکر اسکندرونه هم [[شارون ، آریل|شارون]] حضور داشت ، گرچه در گروهی نبود که آن کشتار را مرتکب شد . ولی تفکری که امروز حاکم است آن روز هم حاکم بود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot; میشر یعبل &amp;quot; مورخ انگلیسی خاطرنشان می سازد : مطالب ذکر شده در پژوهش کاتس به طور حتم درست است ، زیرا وی به داشتن صداقت و پاکی شهرت دارد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پرفسور یوآن جلبا با ارائه فهرست اصول اخلاقی در [[ارتش اسرائیل|ارتش اسرائیل]] می گوید : بحث حول محور و موضوع مهمی است که نباید با آن محافظه کارانه برخورد شود . حوادث [[طنطوره ( روستای - ) |طنطوره]] بسیار زشت بود و باید تمام تلاش خود را به کار ببریم تا این که دیگر تکرار نشود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایلان بابی مورخ انگلیسی از دانشگاه [[حیفا ( شهر - ) |حیفا]] ابراز داشت : کشف کردن این کشتار ، حادثه بسیار مهمی است که علاوه بر موارد دیگر ، برای اسرائیلی ها معنای فاجعه و ابعاد آن را بهتر نمایان می سازد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مآخذ : ==&lt;br /&gt;
#عقل ، عبدالسلام : ''''' کتاب سیاه ، خیانت اسرائیل در قرن بیستم''''' ، معاونت امور فرهنگی وزارت ارشاد اسلامی ، 1381 .&lt;br /&gt;
#شحاده ، آمال : &amp;quot; زنده به گور ، افشای قتل عام 250 فلسطینی به دست [[ارتش اسرائیل|ارتش اسرائیل]] ( 1948 ) &amp;quot; ، '''''روزنامه همشهری''''' ، 13 خرداد 1382 .&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Wikiadmin</name></author>
		
	</entry>
</feed>