<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>http://palpedia.afagh-bidari.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%B1%D8%A7%D9%88%DB%8C_%D8%8C_%D8%A7%D8%A8%D9%88%DA%A9%D9%85%DB%8C%D9%84</id>
	<title>راوی ، ابوکمیل - تاریخچهٔ ویرایش‌ها</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://palpedia.afagh-bidari.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%B1%D8%A7%D9%88%DB%8C_%D8%8C_%D8%A7%D8%A8%D9%88%DA%A9%D9%85%DB%8C%D9%84"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="http://palpedia.afagh-bidari.ir/index.php?title=%D8%B1%D8%A7%D9%88%DB%8C_%D8%8C_%D8%A7%D8%A8%D9%88%DA%A9%D9%85%DB%8C%D9%84&amp;action=history"/>
	<updated>2026-06-06T03:14:36Z</updated>
	<subtitle>تاریخچهٔ ویرایش‌های این صفحه در ویکی</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.34.2</generator>
	<entry>
		<id>http://palpedia.afagh-bidari.ir/index.php?title=%D8%B1%D8%A7%D9%88%DB%8C_%D8%8C_%D8%A7%D8%A8%D9%88%DA%A9%D9%85%DB%8C%D9%84&amp;diff=5621&amp;oldid=prev</id>
		<title>Wikiadmin: ۱ نسخه واردشده</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://palpedia.afagh-bidari.ir/index.php?title=%D8%B1%D8%A7%D9%88%DB%8C_%D8%8C_%D8%A7%D8%A8%D9%88%DA%A9%D9%85%DB%8C%D9%84&amp;diff=5621&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2020-07-15T01:36:32Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;۱ نسخه واردشده&lt;/p&gt;
&lt;table class=&quot;diff diff-contentalign-right&quot; data-mw=&quot;interface&quot;&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-marker&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-content&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-marker&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-content&quot; /&gt;
				&lt;tr class=&quot;diff-title&quot; lang=&quot;fa&quot;&gt;
				&lt;td colspan=&quot;2&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #222; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan=&quot;2&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #222; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۱۵ ژوئیهٔ ۲۰۲۰، ساعت ۰۱:۳۶&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;
&lt;!-- diff cache key afaghbid_wiki-pal:diff::1.12:old-5620:rev-5621 --&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Wikiadmin</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://palpedia.afagh-bidari.ir/index.php?title=%D8%B1%D8%A7%D9%88%DB%8C_%D8%8C_%D8%A7%D8%A8%D9%88%DA%A9%D9%85%DB%8C%D9%84&amp;diff=5620&amp;oldid=prev</id>
		<title>Wikiadmin در ‏۱۵ ژوئیهٔ ۲۰۲۰، ساعت ۰۱:۳۶</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://palpedia.afagh-bidari.ir/index.php?title=%D8%B1%D8%A7%D9%88%DB%8C_%D8%8C_%D8%A7%D8%A8%D9%88%DA%A9%D9%85%DB%8C%D9%84&amp;diff=5620&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2020-07-15T01:36:32Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
        &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[راوی ، ابوکمیل|راوی]] حسن محمد ابوکمیل ( ابولؤی ) در 27 ژانویه 1967 م در میان ناله های زنان داغدیده ، یتیمان ومحرومان وصدای صفیر گلوله ها و انفجار بمبها به دنیا آمد . او در خانواده ای شهیدپرور و فروتن و متدین پرورش یافت . ابوکمیل دوش به دوش همسنگرانش با اشغالگران می جنگید و از وطن و اسلام دفاع می کرد . این مجاهد والامقام از نزدیک با مشکلات و رنجهای فلسطینیان به ویژه ساکنان غزه آشنا بود و برای حل این مشکلات و تسکین آلام خانواده های شهدا تلاش می کرد و انتفام خون آنها را از دشمن می گرفت و نیروهای تبهکار صهیونیست را به [[خاک|خاک]] ذلت می نشاند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند متعال به پدر [[راوی ، ابوکمیل|راوی]] پنج پسر و سه دختر عطا فرمود که ابولؤی هفتمین فرزند وی بود . وی با برادران و خواهرانش با مهربانی برخورد می کرد از ویژگی های برجسته خانواده او این که با وجود همه مشکلات زندگی محبت و انس و الفت بر آن حکم فرما بود . نامگذاری [[راوی ، ابوکمیل|راوی]] نیز خود داستانی شنیدنی دارد . پدر بزرگش مدتها پیش از تولد [[راوی ، ابوکمیل|راوی]] در بستر مرگ ، او را به این نام نهاده بود . او به فرزندش ( پدر شهید ابو کمیل ) سفارش کرده بود که نام یکی از پسرانش را [[راوی ، ابوکمیل|راوی]] ( به معنای کسی که آبیاری می کند ) بگذارد . آری ! شهید راوی حسن ابو کمیل یک &amp;quot; [[راوی ، ابوکمیل|راوی]] &amp;quot; بود . چرا که با خون پاک خود ، [[خاک|خاک]] مقدس فلسطین را آبیاری کرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[راوی ، ابوکمیل|راوی]] حسن از همان کودکی می دانست که کوتاه ترین راه برای بازپس گیری سرزمین غصب شده فلسطین و دفع ستم از ستمدیدگان تنها با گام نهادن در راه اسلام و پیروی از دستورات الهی میسر است و این تنها راهی است که به پیروزی ختم می شود . نور هدایت کم کم در وجودش ریشه دواند و رفتن به [[مسجدالاقصی|مسجدالاقصی]] و مسجد زاید بن سلطان ( الکتیبه سابق ) و شرکت در جلسات دینی را سر لوحه کارهای خود قرار داد . در آنجا با جوانان مسلمان پیمان دوستی بست و پس از مدتی رفت و آمد ، پیوند دوستیشان مستحکم تر شد . [[راوی ، ابوکمیل|راوی]] از کودکی مردم را دوست می داشت و از همه اشتباهات آنها چشم پوشی و به همه کمک می کرد . کوچک و بزرگ وی را دوست داشتند و اگر کسی به وی ناسزا می گفت با جمله خداوند ترا ببخشد به او پاسخ می داد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[راوی ، ابوکمیل|راوی]] برای رفع مشکلات زندگی به دنبال کاری شرافتمندانه بود تا از این طریق خود و خانواده اش را از مردم بی نیاز سازد و با عزت و افتخار زندگی کند در مطب دایی خود مشغول به کار شد تا لقمه نانی برای خانواده اش به دست آورد و همزمان با آن نیز در دانشگاه تحصیل می کرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از اینکه دایی اش به خارج سفر کرد ، یک دستگاه تاکسی خرید و با آن امرار معاش می کرد . ( گفتنی است که همین خودرو در شب شهادتش منفجر شد . ) سپس با دختری متدین ازدواج کرد و پس از مدتی خداوند پسری به وی عطا فرمود که او را لؤی نام نهاد . پس از آن پسر دومش سامی به دنیا آمد . در زمان شهادت راوی ، لؤی چهار ساله و سامی دو ساله و همسرش نیز حامله بود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این شهید قسامی درک صحیحی از مسأله فلسطین و تاریخ طولانی نبرد با صهیونیستهای ترسو و همچنین میزان نیاز فلسطین به نیروی زبده و ساز و برگ جنگی داشت و همیشه برای تنویر افکار عمومی جامعه فلسطینی نسبت به ضرورت جهاد و مبارزه برای آزادی سرزمین فلسطین تلاش می کرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[راوی ، ابوکمیل|راوی]] به اهمیت علم و دانش و استفاده از آن برای رفع مشکلات و رنجهای فلسطینیان آگاهی داشت از این رو به تحصیل روی آورد و با وجود تنگدستی و فقر دوره ابتدایی خود را در مدرسه نمونه القاهره و مقطع راهنمایی را در مدرسه الیرموک سپری کرد . [[راوی ، ابوکمیل|راوی]] سپس وارد دبیرستان &amp;quot; فلسطین &amp;quot; شد و این دوره را نیز با موفقیت به پایان رساند . این مجاهد سرافراز مانند دیگر اعضای گردانهای قسام به این مقدار از تحصیل دانش و علم اکتفا نکرد به همین لحاظ در رشته مهندسی کامپیوتر در دانشگاه آزاد اسلامی قدس به تحصیلات خود ادامه داد . دو ماه پیش از شهادتش در این رشته فارغ التحصیل شد تا پس از آن به بزرگترین مدرک یعنی &amp;quot; شهادت در راه خداوند &amp;quot; دست یابد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اخلاص این شهید درفعالیت های جهادی و اشتیاق فراوان به انتفام از مزدوران و صهیونیستها ایجاب می کرد که عضویتش در جنبش مقاومت اسلامی حماس و گردانهای قسام سری بماند ؛ به نحوی که حتی همسرش نیز هرگز به فعالیت وی در گردانهای قسام پی نبرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مادر شهید [[راوی ، ابوکمیل|راوی]] می گوید : &amp;quot; [[راوی ، ابوکمیل|راوی]] چند روز پیش از شهادتش دیر به خانه آمد و وقتی سبب تأخیرش را پرسیدم ، به من گفت که نزد دوستانش بوده است . وقتی بیشتر اصرار کردم ، در پاسخ گفت که مادر جان من خواهان شهادت هستم اما تو باید مرا حلال کنی . [[راوی ، ابوکمیل|راوی]] همیشه با تبسم سخن می گفت و با فرزندانش بازی می کرد . چند ساعت پیش از شهادتش و پس از آنکه جسد سوخته تیتو مسعود را در تلویزیون مشاهده کرد ، همسرش را چندین بار صدا زد تا وی نیز پیکر این شهید را مشاهده و از این طریق خانواده خود را با عشق به شهادت و مبارزه تربیت کند . در این هنگام شهید ابوکمیل برای مشاهده پیکر شهدای دیگر مدام کانالهای تلویزیون را [[عوض ، عطیه احمد 1938|عوض]] می کرد . &amp;quot;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خاله شهید [[راوی ، ابوکمیل|راوی]] می گوید : &amp;quot; هنگامی که با خبر شدم [[راوی ، ابوکمیل|راوی]] عضو گروه های مقاومت است ، به او گفتم که اندکی صبر کن تافرزندانت بزرگ شوند تا آنها نیز در کنار تو بجنگند . او در پاسخ به من گفت که پدربزرگم یکی از مجاهدان در راه خدا بود و او من را به این اسم نامید . من نیز مثل پدربزرگم خواهم بود و در راه خداوند بسیار جهاد خواهم کرد ، هر چند که او به شهادت نرسید و در بسر بیماری جان باخت . &amp;quot;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هنگامی که گروهی از مبارزان گردانهای قسام اندکی پس از پایان آموزش نظامی در نزدیکی مسجد علی بن ابوطالب ( رض ) در مرکز محله [[زیتون|زیتون]] حدود ساعت دوازده شب چهارشنبه مورخه 11/6/2003م . خود را برای صرف شام آماده می کردند ، نظامیان اشغالگر دو موشک را به سوی محل حضور آنها شلیک کردند که یکی از این موشک ها به خودروی شهید [[راوی ، ابوکمیل|راوی]] اصابت کرد و او و مجاهد محمد دغمش را به شهادت رساند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به هنگام وداع بستگان شهید ابوکمیل با وی ، لبخند ملیحی بر لبانش نقشش بسته بود و همه تشییع کنندگان از دیدن این صحنه شگفت زده شدند . مادر شهید هنگامی که خبر شهادت [[راوی ، ابوکمیل|راوی]] را شنید سجده شکر به جای آورد و در حین آخرین خداحافظی با پسر مجاهدش هلهله کرد و هیچ گونه غم و غصه ای به خود راه نداد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مأخذ : ==&lt;br /&gt;
#'''''نشریه صدای فلسطین اسلامی''''' ، جنبش مقاومت اسلامی فلسطین - حماس ، شماره 42 ، شهریور و مهرماه 1382&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Wikiadmin</name></author>
		
	</entry>
</feed>