<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>http://palpedia.afagh-bidari.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%AC%D9%86%DA%AF_%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D8%A7%D9%88%D9%84_%D9%88_%D9%85%D8%B3%D8%A3%D9%84%D9%87%E2%80%8C%DB%8C_%D9%81%D9%84%D8%B3%D8%B7%DB%8C%D9%86</id>
	<title>جنگ جهانی اول و مسأله‌ی فلسطین - تاریخچهٔ ویرایش‌ها</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://palpedia.afagh-bidari.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%AC%D9%86%DA%AF_%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D8%A7%D9%88%D9%84_%D9%88_%D9%85%D8%B3%D8%A3%D9%84%D9%87%E2%80%8C%DB%8C_%D9%81%D9%84%D8%B3%D8%B7%DB%8C%D9%86"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="http://palpedia.afagh-bidari.ir/index.php?title=%D8%AC%D9%86%DA%AF_%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D8%A7%D9%88%D9%84_%D9%88_%D9%85%D8%B3%D8%A3%D9%84%D9%87%E2%80%8C%DB%8C_%D9%81%D9%84%D8%B3%D8%B7%DB%8C%D9%86&amp;action=history"/>
	<updated>2026-06-06T09:49:27Z</updated>
	<subtitle>تاریخچهٔ ویرایش‌های این صفحه در ویکی</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.34.2</generator>
	<entry>
		<id>http://palpedia.afagh-bidari.ir/index.php?title=%D8%AC%D9%86%DA%AF_%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D8%A7%D9%88%D9%84_%D9%88_%D9%85%D8%B3%D8%A3%D9%84%D9%87%E2%80%8C%DB%8C_%D9%81%D9%84%D8%B3%D8%B7%DB%8C%D9%86&amp;diff=4465&amp;oldid=prev</id>
		<title>Wikiadmin: ۱ نسخه واردشده</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://palpedia.afagh-bidari.ir/index.php?title=%D8%AC%D9%86%DA%AF_%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D8%A7%D9%88%D9%84_%D9%88_%D9%85%D8%B3%D8%A3%D9%84%D9%87%E2%80%8C%DB%8C_%D9%81%D9%84%D8%B3%D8%B7%DB%8C%D9%86&amp;diff=4465&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2020-07-14T13:33:45Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;۱ نسخه واردشده&lt;/p&gt;
&lt;table class=&quot;diff diff-contentalign-right&quot; data-mw=&quot;interface&quot;&gt;
				&lt;tr class=&quot;diff-title&quot; lang=&quot;fa&quot;&gt;
				&lt;td colspan=&quot;1&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #222; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan=&quot;1&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #222; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۱۴ ژوئیهٔ ۲۰۲۰، ساعت ۱۳:۳۳&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-notice&quot; lang=&quot;fa&quot;&gt;&lt;div class=&quot;mw-diff-empty&quot;&gt;(بدون تفاوت)&lt;/div&gt;
&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Wikiadmin</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://palpedia.afagh-bidari.ir/index.php?title=%D8%AC%D9%86%DA%AF_%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D8%A7%D9%88%D9%84_%D9%88_%D9%85%D8%B3%D8%A3%D9%84%D9%87%E2%80%8C%DB%8C_%D9%81%D9%84%D8%B3%D8%B7%DB%8C%D9%86&amp;diff=4464&amp;oldid=prev</id>
		<title>Wikiadmin در ‏۱۴ ژوئیهٔ ۲۰۲۰، ساعت ۱۳:۳۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://palpedia.afagh-bidari.ir/index.php?title=%D8%AC%D9%86%DA%AF_%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D8%A7%D9%88%D9%84_%D9%88_%D9%85%D8%B3%D8%A3%D9%84%D9%87%E2%80%8C%DB%8C_%D9%81%D9%84%D8%B3%D8%B7%DB%8C%D9%86&amp;diff=4464&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2020-07-14T13:33:45Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
        &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اواخر تابستان سال 1914 همه‌ی نشانه‌ها حاکی بود که دولت عثمانی قصد دارد به نفع [[آلمان و اسرائیل ، ( روابط - )|آلمان]] وارد جنگ شود . این امر انگلستان را بر آن داشت تا با شریف حسین ، امیر مکه تماس بگیرد و با دلجویی از او ، اعراب را به ایستادن در کنار خود برانگیزد . به همین دلیلی انگلستان به شریف حسین اظهار داشت که میل دارد از ارجاع خلافت جهان اسلام به عربی از سلاسه‌ی نبوی ( مقصود شریف حسین ) حمایت کند و در صورت قیام اعراب علیه ترکان ، حاضر است آنان را در رسیدن به استقلال یاری دهد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هدف انگلستان از تشویق اعراب به قیام علیه ترکان عثمانی هم این بود که با تضعیف نظامی ترکها در منطقه ، از فشار بر آبراه سوئز بکاهد و منابع نفتی عراق را از خطر حفظ کند . افزون بر آن قصد داشت از اتحاد مسلمانان جلوگیری کند و فتوای جهاد سلطان عثمانی را بی اثر سازد . علتش این بود که اگر که همه‌ی مسلمانان به فتوای جهاد سلطان عثمانی پاسخ مثبت می‌دادند ، انگلستان و فرانسه در مستعمراتشان در هند ، مناطق عربی شمال [[آفریقا - اسرائیل ، ( روابط قاره - )|آفریقا]] ( مغرب عربی ) و مناطق دیگر با مشکلات سختی روبه رو می‌شدند . افزون بر آن ارتش امپراتوری که بیشتر بر مردم مستعمرات تکیه داشت ، در خطر نابودی قرار می‌گرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
واقعیت این بودکه انگلستان با گسترش نفوذ [[آلمان و اسرائیل ، ( روابط - )|آلمان]] در استانبول پایتخت عثمانی و همچنین در منطقه که از طریق خط [[آهن|آهن]] بغداد برلین تأمین می‌شد ، بسیار نگران بود زیرا این امر منافعش را در منطقه و نیز در خلیج فارس و هند مورد تهدید قرار می‌داد بدین لحاظ انگلستان بر آن شد تا از جنبش ملی عربی که برای کسب استقلال و رهایی از سلطه‌ی ترکها مبارزه می‌کرد به نفع خود استفاده کند و ضمن اتحاد با آن ، سدی در برابر اتحاد عثمانی و [[آلمان و اسرائیل ، ( روابط - )|آلمان]] در منطقه به وجود آورد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراین انگلستان در آستانه‌ی شروع جنگ جهانی اول در پی برقراری رابطه با شریف حسین برآمد . کاملاً معلوم بود که ورود امپراطوری عثمانی به عنوان یکی از طرفهای درگیر در&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جنگ وسیعی مانند این جنگ راه را برای استقلال اعراب و توزیع ماترک مرد بیمار اروپا بر کشورهای پیروز هموار خواهد کرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
واکنش شریف حسین در برابر اقدام انگلستان با حزم و احتیاط توأم بود ، زیرا مسأله‌ی مورد بحث ، بسیار مهم بود و فیصل و عبدا... پسران شریف حسین در مورد آن با یکدیگر اختلاف نظر داشتند فیصل با پیوستن به متفقین مخالف بود زیرا از تماسهای خود با رهبر ملی سوریه فهمیده بود که فرانسه و سایرکشورهای اروپایی منافعی در شرق عربی دارند و نیز می‌ترسید که شاید اعراب برای پیوستن به دشمنان دولت عثمانی آمادگی نداشته باشند . ولی طرز فکر عبدا... پسر دیگر شریف حسین کاملاً برعکس بود . او نیز به تماسهای خود با جمعیت‌های مخفی عرب استناد می‌کرد ولی می‌گفت که رهبران عرب در دمشق و بغداد آماده اند تا به محض اعلام انقلاب علیه ترکان به پشتیبانی آن برخیزند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در نوامبر 1914 و در پی ورود دولت عثمانی به جنگ انگلیس‌ها بار دیگر با شریف حسین تماس گرفتند و به او وعده دادند که اگر علیه ترکها قیام کند ، از او حمایت کنند همچنین او را تشویق کنند که خود را خلیفه‌ی مسلمین اعلام کند . سخنان آنان درمورد ایالتهای عربی زیر فرمان دولت عثمانی نیز کلی و شامل یک میهن عربی و استقلال اعراب بود . همه‌ی اینها نشان می‌داد که انگلیسها میل دارند اعراب را به انقلاب بزرگی علیه ترک‌ها سوق دهند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نتیجه این شد که شریف حسین از دادن پاسخ مثبت به ترکها دایر بر جهاد با کفار امتناع ورزید و بهانه آورد که اگر یکی از طرفهای درگیر در جنگ با انگلیسها باشد ، نیروی دریایی عثمانی نخواهد توانست از بنادر جزیرة العرب در برابر ناوگان انگلیس دفاع کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آغاز سال 1910 رهبران جمعیت ( العربیة الفتاة ) ( عربهای جوان ) با شریف حسین ( پادشاه مکه ) تماس گرفتند به او اطلاع دادندکه رهبران جنبش ملی عرب در سوریه و عراق و همین طور افسران عرب در ارتش عثمانی قصد دارند علیه ترکها شورش کنند و سرزمین‌های عرب را از سلطه‌ی آنان نجات دهند . و به او پیشنهاد کردند که رهبری انقلاب مورد بحث را به عهده بگیرد . نتیجه‌ی این گفت و گوها این شد که شریف حسین فرزند خود فیصل را ظاهرا برای شکایت نزد والی ترک و در باطن برای رفتن به دمشق و تماس با رهبران ملی عرب به استانبول فرستاد و فیصل با دیدار از دمشق و گفت و گو با سران جنبش ملی عرب پی برد که اعضای جمعیت الفتاة نیز مانند او از سوداهای دول اروپا ، یعنی فرانسه ، انگلیس ، ایتالیا ، و روسیه در منطقه واهمه دارند و به همین جهت به اعضای جمعیت الفتاة پیوست . او همچین پی برد که اعضای جمعیت &amp;quot; العهد &amp;quot; که قدرت تشکیلاتی و نظامی آن فیصل را به تحسین واداشته بود نیز همین احساس را دارند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مدت اقامت فیصل در استانبول رهبران جمعیت الفتاة &amp;quot; جوانان &amp;quot; العهد از نحوه‌ی همکاری اعراب و انگلستان علیه عثمانی طرحی ریختند و در هنگام عبور فیصل از دمشق به قصد مکه به وی دادند تا آن را به پدرش برساند و پدرش نیز آن را به عنوان اساسی برای همکاری فیمابین به انگلستان ارائه دهد و بر الغای امتیازات خارجی و انعقاد یک پیمان دفاعی میان انگلستان و دولت عرب مورد بحث تأکید داشت . این مرزها عبارت بود از : در شمال خط مرسیس - املنه - اورفه - ماردین - جزیره‌ی ابن عمر - و مرزهای ایران ، در شرق مرزهای ایران تا خلیج فارس ، در جنوب اقیانوس هند ، و در غرب دریای سرخ - مدیترانه تا موسین . چنان که پیداست &amp;quot; کشور مستقل &amp;quot; مذکور ، فلسطین را در بر می‌گرفت . شریف حسین پروتکل دمشق را پذیرفت و استقلال سیاسی ایالتهای عربی را طبق مرزهای پروتکل درخواست کرد و به همین دلیل نامه‌ی اولش به سر هنری مکماهون ، اساس اتحاد انگستان و اعراب در برابر ترکها را همراه داشت . در این نامه او به طور ضمنی از انگستان درخواست میکرد که هنگام معرفی کردن خود به عنوان خلیفه‌ی مسلمین ، خلافت او را به رسمیت بشناسد . ( نک - : حسین - مکماهون ( نامه‌های متبادله - ) .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نامه‌های حسین - مکماهون نشان می‌دهد که مرزهای دولت مستقل عرب که شریف تقاضای تأسیس آن را داشت ، در واقع مرزهای خود پروتکل دمشق است ، که انگلیسیها تعهد کرده بودند آنها را به رسمیت بشناسند . آنها فقط در مورد مناطق غرب دمشق ، حمص ، حلب ، و حماة حساسیت نشان داده بودند ، و سبب آن هم آزادی فرانسه در لبنان بود . به همین دلیل بود که شریف حسین در نامه‌ی خود وقتی به این مناطق میرسد از وحدت حال مسلمانان و مسیحی و تبار واحد آنها سخن می‌گوید . و اینها مناطقی بودند که در هر حال شامل فلسطین نمی‌شدند . بسیاری از اسناد محرمانه و رسمی انگلستان نشان می‌دهند که فلسطین در آن کشور مستقلی جای داشته که مکماهون وعده‌ی به رسمیت شناختن آن را به اعراب داده بود . یادداشتی که بخش اطلاعات سیاسی وزارت خارجه‌ی انگلستان در تاریخ اول نوامبر 1918 به عنوان &amp;quot; تعهدات انگلستان &amp;quot; به ملک حسین تسلیم کرده بود ، این مسأله را به وضوع ثابت می‌کند . به ویژه که این یادداشت نقشه‌ای در برداشت ( تا به حال هیچ مورخی بدین نقشه اشاره نکرده است ) که در آن انگلستان آخرین حرف خود را درباره‌ی این مسأله زده بود . همچنین وزیر خارجه‌ی انگلستان در تاریخ 27 نوامبر 1918 در جلسه‌ی هیأت دولت صریحاً گفته بود که علاوه بر دلایل دیگر ، این یادداشت قاطعانه نشان می‌دهد که &amp;quot; فلسطین در همان منطقه‌ای جا دارد که انگلستان وعده‌ی به رسمیت شناختن عربیت و استقلال آتی آن را&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به اعراب داده است . &amp;quot;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نامه‌های حسین - مکماهون سبب شد میان اعراب و انگلستان توافقی به وجود آید که به موجب آن اعراب می‌بایست علیه ترکیه‌ی عثمانی ، که در زمره‌ی دشمنان اسلام شمرده می‌شد ، قیام کنند و انگلستان نیز در هنگام اعلام خلافت توسط شریف حسین ؛ را به عنوان خلیفه‌ی مسلمین و &amp;quot; کشور مستقل عرب &amp;quot; را در چارچوب مرزهای مورد قبول طرفین ، به رسمیت بشناسد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیش از اینکه مرکب نامه‌های حسین ، مکماهون خشک شود ، وزارت خارجه‌ی انگلستان برای تعیین مناطق نفوذ خود در استان‌های عربی تابع دولت عثمانی ، با دولت فرانسه وارد مذاکره شد و با این کار ، همه‌ی وعده‌های خود را در مورد به رسمیت شناختن استقلال آن مناطق یکسره زیرپا نهاد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مذاکرات انگلستان و فرانسه ، پیمان معروف سایکس - پیکو ( نک - : سایکس - پیکو ، پیمان ) را به دنبال آورد . به موجب این پیمان ، فرانسه بر مناطق وسیعی از سوریه ، جنوب آناطول و منطقه‌ی موصل در عراق دست یافت . این مناطق در نقشه‌ی متفقین به رنگ آبی در آمد . از جنوب سوریه تا عراق ، شامل بغداد و بصره و مناطق میان خلیج فارس و منطقه ، تحت نفوذ فرانسه ، و دو بندر [[عکا ( شهر - ) |عکا]] و [[حیفا ( شهر - ) |حیفا]] نیز سهم انگستان شد که به رنگ سرخ رنگ آمیزی شد . برای فلسطین نیز رنگ قهوه‌ای انتخاب شد ، و معنی اش این بودکه فلسطین تحت حاکمیت بین‌المللی درآمده است . ملاحظه می‌شود که تقسیمات پیمان سایکس - پیکو با وجود منافع تجاری و اقتصادی دول استعماری در منطقه ، و اندکی کمتر ، با خطوط [[راه آهن|راه آهن]] کشورهای اروپایی ذی نفع در مسأله بسیار هماهنگ است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیمان سایکس - پیکو ، تجسم زنده‌ی فریب و نیرنگ در سیاست دول استعماری است . علتش هم این است که این پیمان محرمانه‌ی ضد عربی زمانی بسته شد که اعراب ، متحد انگلستان بودند . افزون بر آن ، با تعهدات انگستان در قبال اعراب و با مفاد نامه‌های حسین - مکماهون یکسره تناقض دارد . در این پیمان ، استعمار اروپایی توطئه‌ی خود را علیه تأسیس یک دولت متحد و مقتدر عربی تابع دولت عثمانی را از صورت یکپارچه خود خارج ساخت و میان دو کشور استعماری انگلستان و فرانسه تقسیم کرد تا بر مقدراتشان حکومت کنند و منافع و ثروت هایشان را به یغما ببرند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مآخذ : ==&lt;br /&gt;
#کیالی ، عبدالوهاب : '''''تاریخ فلسطین الحدیث''''' ، مؤسسه‌ی العربیة للدراسات و النشر ، بیروت 1981 .&lt;br /&gt;
#'''''الوثائق الرئیسیه لقضیة فلسطین''''' ، الامانة العامة لجامعة الدول العربیة ، قاهره 1957 .&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Wikiadmin</name></author>
		
	</entry>
</feed>