<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>http://palpedia.afagh-bidari.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%AC%D9%86%D8%A8%D8%B4_%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C_%D9%81%D9%84%D8%B3%D8%B7%DB%8C%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%B3%D8%B1%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%D8%B4%D8%BA%D8%A7%D9%84_%D8%B4%D8%AF%D9%87_%3A</id>
	<title>جنبش فرهنگی فلسطینیان در سرزمین‌های اشغال شده : - تاریخچهٔ ویرایش‌ها</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://palpedia.afagh-bidari.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%AC%D9%86%D8%A8%D8%B4_%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C_%D9%81%D9%84%D8%B3%D8%B7%DB%8C%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%B3%D8%B1%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%D8%B4%D8%BA%D8%A7%D9%84_%D8%B4%D8%AF%D9%87_%3A"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="http://palpedia.afagh-bidari.ir/index.php?title=%D8%AC%D9%86%D8%A8%D8%B4_%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C_%D9%81%D9%84%D8%B3%D8%B7%DB%8C%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%B3%D8%B1%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%D8%B4%D8%BA%D8%A7%D9%84_%D8%B4%D8%AF%D9%87_:&amp;action=history"/>
	<updated>2026-06-06T07:19:50Z</updated>
	<subtitle>تاریخچهٔ ویرایش‌های این صفحه در ویکی</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.34.2</generator>
	<entry>
		<id>http://palpedia.afagh-bidari.ir/index.php?title=%D8%AC%D9%86%D8%A8%D8%B4_%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C_%D9%81%D9%84%D8%B3%D8%B7%DB%8C%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%B3%D8%B1%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%D8%B4%D8%BA%D8%A7%D9%84_%D8%B4%D8%AF%D9%87_:&amp;diff=4431&amp;oldid=prev</id>
		<title>Wikiadmin: ۱ نسخه واردشده</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://palpedia.afagh-bidari.ir/index.php?title=%D8%AC%D9%86%D8%A8%D8%B4_%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C_%D9%81%D9%84%D8%B3%D8%B7%DB%8C%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%B3%D8%B1%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%D8%B4%D8%BA%D8%A7%D9%84_%D8%B4%D8%AF%D9%87_:&amp;diff=4431&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2020-07-14T13:33:44Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;۱ نسخه واردشده&lt;/p&gt;
&lt;table class=&quot;diff diff-contentalign-right&quot; data-mw=&quot;interface&quot;&gt;
				&lt;tr class=&quot;diff-title&quot; lang=&quot;fa&quot;&gt;
				&lt;td colspan=&quot;1&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #222; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan=&quot;1&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #222; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۱۴ ژوئیهٔ ۲۰۲۰، ساعت ۱۳:۳۳&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-notice&quot; lang=&quot;fa&quot;&gt;&lt;div class=&quot;mw-diff-empty&quot;&gt;(بدون تفاوت)&lt;/div&gt;
&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Wikiadmin</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://palpedia.afagh-bidari.ir/index.php?title=%D8%AC%D9%86%D8%A8%D8%B4_%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C_%D9%81%D9%84%D8%B3%D8%B7%DB%8C%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%B3%D8%B1%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%D8%B4%D8%BA%D8%A7%D9%84_%D8%B4%D8%AF%D9%87_:&amp;diff=4430&amp;oldid=prev</id>
		<title>Wikiadmin در ‏۱۴ ژوئیهٔ ۲۰۲۰، ساعت ۱۳:۳۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://palpedia.afagh-bidari.ir/index.php?title=%D8%AC%D9%86%D8%A8%D8%B4_%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C_%D9%81%D9%84%D8%B3%D8%B7%DB%8C%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%B3%D8%B1%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%D8%B4%D8%BA%D8%A7%D9%84_%D8%B4%D8%AF%D9%87_:&amp;diff=4430&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2020-07-14T13:33:44Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
        &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جنبش فرهنگی فلسطینان در سرزمین‌های اشغال شده فلسطین آغاز اشغالگری صهونیستها چندین دوره را پشت سر نهاد که نخستین آنها را می‌توان &amp;quot; دوره آسیب پذیری &amp;quot; شکست جنگ پنجم ژوئن 1967 به فرهنگ کرانه باختری و باریکه غزه ضربه وارد آورد . در مقابل ، این اشغال‌گری اضلاع پراکنده فلسطینی را به هم پیوند داد . کرانه باختری با نوار غزه ارتباط یافت . این دو ضلع با ضلع سوم یعنی با فلسطینیان بازمانده در زیر اشغال اسرائیلیان در نواحی &amp;quot; مثلث &amp;quot; و &amp;quot; جلیل &amp;quot; پیوند یافتند . سر نیزه اشغالگران خود عامل گرد آورنده این سه ضلع بود . به هر حال بیم ناشی از &amp;quot; آسیب &amp;quot; فرهنگی مدت درازی نکشید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین ، این آسیب به یک انگیزه ژرف همبستگی جنبش فرهنگی فلسطین با همه اوضاع و توان و نهادهایش - تبدیل شد تا بدین سان وجود خویش را به تخقق برساند و در یک رویارویی آگاهانه و فعال با همه اشکال اشغالگری روبه رو شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==الف - فرآورده‌های نو : ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کرانه باختری و نوار غزه - سرزمین‌های اشغال شده پس از سال 1967 - از هر روزنامه و مجله عربی محلی و میهنی تهی بود . نشریه‌های عرب فلسطینی ( روزنامه‌ها و مجله‌های حزب راکاح ) نظیر &amp;quot; الاتحاد &amp;quot; &amp;quot; الجدید &amp;quot; &amp;quot; الغد &amp;quot; ( فردا ) ، &amp;quot; الدرب &amp;quot; ( راه که در [[حیفا ( شهر - ) |حیفا]] منتشر می‌شد از ورود به سرزمین‌های اشغال شده ( پس از سال 1967 ) ممنوع بود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در نتیجه &amp;quot; خلاء فرهنگی &amp;quot; مشهود و رایج بود . گرچه مقام‌های اشغالگر می‌کوشیدند تا این &amp;quot; خلاء فرهنگی &amp;quot; مشهود و رایج بود . گرچه مقام‌های اشغالگر می‌کوشیدند تا این خلاء را با یک روزنامه عربی زبان اسرائیلی به نام &amp;quot; الیوم &amp;quot; ( امروز ) - که بعدها &amp;quot; الانباء &amp;quot; ( اخبار ) نام گرفت - ونیز مجله ماهانه &amp;quot; المرصاد &amp;quot; ( دیده بان ) که وابسته به حزب &amp;quot; ماپام &amp;quot; بود و انتشار آن پس از چند سالی متوقف شد - پر کنند اما این تلاش به نتیجه نرسید . این نشریات هرچند که [[پوشش|پوشش]] عربی به خود گرفته بودند اما به هرحال نشریه‌های اسرائیلی به شمار می‌رفتند و در نتیجه - به ویژه الانباء - نتوانستند یک نویسنده محلی و میهنی را به خود جلب کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال 1969 روزنامه &amp;quot; القدس &amp;quot; با امتیاز یک عرب محلی منتشر شد اما این روزنامه نیز نتوانست بخش مهمی از آرمان‌های فرهنگی مردم سرزمین اشغال شده را به خود جذب کند ، گرچه هر هفته یک صفحه فرهنگ دارد . این صفحه کاملاً سنتی است و فقط شعر کلاسیک و قصه‌های تخیلی را به چاپ می‌رساند و به روند ادبیات محلی توجهی ندارد . جالب آنکه &amp;quot; القدس &amp;quot; و &amp;quot; الانباء &amp;quot; تنها روزنامه‌هایی هستند که اجازه ورود به زندانها و بازداتشگاه‌های اسرائیل را دارند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لذا نویسندگان جوان فلسطینی در سرزمین اشغال شده به نوشتن در &amp;quot; الاتحاد &amp;quot; ، &amp;quot; الجدید &amp;quot; ، &amp;quot; الغد &amp;quot; روی آورند و این به رغم خطرهای پیوسته‌ای بود که در راه رسیدن این گونه روزنامه‌ها و مجلات به شهرها و روستاهای کرانه و نوار ، وجود داشت . ادبای جوان تصمیم قاطع گرفتند تا در این گونه نسریات قلم بزنند . این نشریات با وجود ممنوعیت و سرکوب و بازداشت به طور قاچاق توزیع و دست به دست می‌گردید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot; فدوی طوفان &amp;quot; شاعره نامدار سرزمین‌های اشغال شده ، پیش از همه تصمیم گرفت تا در این عرصه گام نهد . وی با ادبا و شاعران &amp;quot; جلیل &amp;quot; و &amp;quot; مثلث &amp;quot; تماس گرفت و اشعار جدید خود را در &amp;quot; الاتحاد &amp;quot; و &amp;quot; الجدید &amp;quot; به چاپ رساند . بدین سان فدوی [[طوقان ، سلیمان عبدالرزاق ( 1958 - 1891 ) |طوقان]] ، راهی نوین و درست برای شاعران و ادبای جوان ترسیم نمود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال 1972 در روزنامه &amp;quot; الفجر &amp;quot; و &amp;quot; الشعب &amp;quot; منتشر شدند ، و به دنبال آنها روزنامه‌ها و مجله‌های میهنی ذیل پدیدار گشتند :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot; الطلیعه &amp;quot; ( پیشگم ) ، &amp;quot; التراث و المجتمع &amp;quot; ( میراث فرهنگی و جامعه ) ، &amp;quot; المیثاق &amp;quot; ، &amp;quot; الفجر الادبی &amp;quot; ، &amp;quot; الشراع &amp;quot; ( بادبان ) ، &amp;quot; الکاتب &amp;quot; ( نویسنده ) ، &amp;quot; البیادر السیاسی &amp;quot; ( خرمن‌های سیاسی ) ، &amp;quot; البیاد الادبی &amp;quot; ( خرمن‌های ادبی ) &amp;quot; العوده &amp;quot; ( بازگشت ) ، &amp;quot; الفجر &amp;quot; به زبان انگلیسی و &amp;quot; الفجر &amp;quot; به [[زبان عبری|زبان عبری]] . این روزنامه‌ها و مجله‌ها که عملاً به ادبیات ملی اهتمام می‌ورزیدند هنوز هم منتشر می‌شوند مگر مجله &amp;quot; الشراع &amp;quot; که مقام‌های اشغالگر در ژوئیه سال 1983 آن را تعطیل کردند . توزیع مجله &amp;quot; الطلیعه &amp;quot; - که سخنگوی [[حزب کمونیست فلسطین|حزب کمونیست فلسطین]] است - از هنگام انتشار تا کنون در کرانه غربی و نوار غزه ممنوع است . مجله &amp;quot; التراث و المجتمع &amp;quot; از سال 1982 به سبب عملیات سرکوب اشغالگران دیگر منتشر نشد ، به ویژه آنکه این مجله به پژوهش‌ها و بررسی‌های فولکوریک ملی می‌پرداخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در واقع ، سرزمین اشغال شده ، گواه انتشار نشریه متنوع و پیاپی بود . پاره‌ای نظیر &amp;quot; الوان &amp;quot; ، &amp;quot; فتاه فلسطین &amp;quot; و &amp;quot; التبشیر &amp;quot; کاملا ناکام بود که این امر مسأله فراوانی دارد . برخی از آنها به علت پیوند با اشغالگران به سقوط کشیده شدند و برخی تنها یک &amp;quot; ماجراجویی فردی بودند بی‌آنکه از یک توان هنری یا فرهنگی برخوردار باشند . اینها نیز سقوط کردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ب - نشر و گسترش فرهنگ : ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روزنامه‌ها به تدریج صفحات ادبی و هنری مهمی را به ادبا و هنرمندان محلی اختصاص دادند . سپس مجله‌های صرفاً ادبی منتشر شدند : &amp;quot; البیادر ادبی &amp;quot; ، &amp;quot; الفجر ادبی &amp;quot; و &amp;quot; الکاتب &amp;quot; ، یک مجله ویژه هنر نمایش به نام &amp;quot; [[تئاتر|تئاتر]] &amp;quot; منتشر گردید که بعدها از کار بازماند و احتمالا این توقف ناشی از عدم رشد [[تئاتر|تئاتر]] و نمایش بوده است . همچنین یک مجله ادبی ویژه ادبیات کودکان به نام &amp;quot; براعم &amp;quot; ( غنچه‌ها ) منتشر شد که پس از چند شماره انتشار آن متوقف شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از جنبه دیگر که با روند ادبی - مطبوعاتی در ارتباط است - برخی انتشارات محلی پدید آمدند و با امکانات اندک ، کتاب‌هایی از نویسندگان محلی را منتشر نمودند ، نظیر انتشارات &amp;quot; صلاح‌الدین &amp;quot; و &amp;quot; ابوعرفه &amp;quot; و &amp;quot; الاسوار &amp;quot; و &amp;quot; ابن رشد &amp;quot; . دانشگاه‌ها و باشگاه‌ها و انجمن‌ها و سندیکاها نیز به ادبیات محلی روی آوردند و جشنواره‌ها ، سخنرانی‌ها ، شب شعرها و میزگردها ترتیب دادند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اغلب این نهادهای فرهنگی - روزنامه‌ها و مجلات و انتشارات - به دو دلیل در شهر عربی قدس متمرکز شدند :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الف - به سبب اهمیت قدس به عنوان پایتخت فلسطین که نوعی رویارویی با تجاوز رژیم صهیونیستی به این شهر است که آن را همچون &amp;quot; پایتخت جاودانه اسرائیل &amp;quot; به شمار می‌آورد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ب - به منظور بهره‌برداری مرحله‌ای از پاره‌ای قوانین اسرائیلی که به ادبای عرب در قدس اجازه فعالیت فرهنگی می‌دهد . دشمن این امر را براساس تجاوز پیشین که &amp;quot; قدس عربی را بخشی از اسرائیل &amp;quot; دانسته ، انجام می‌دهد . در نتیجه هر گردهمایی عربی ممکن است در قدس برگزار شود در حالی که گردهمایی مشابه آن نمی‌تواند مثلاً در [[نابلس ( شهر - ) |نابلس]] ، صورت پذیرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
انتشار کتاب ، مسأله آسانی نیست . رژیم اشغالگر می‌کوشد از این امر جلوگیری کند و به سرکوب آن بپردازد : نخست با سانسور نظامی ، دوم با مصادره کتاب‌های منتشر شده ، سوم به واسطه زندان و هراساندن ادبا و نویسندگان و صاحبان کتاب‌فروشی‌ها و ناشران .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ج - سانسور فوق‌العاده : ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رژیم صهیونیستی سانسور نظامی و استواری را اعمال می‌کند که متکی بر قوانین &amp;quot; فوق‌العاده &amp;quot; انگلیس در سال 1945 است . هر حرف و واژه و عکس و تصویر و آگهی‌یی که در روزنامه‌ها ، مجله‌ها ، کتاب‌ها و نشریه‌ها چاپ شود ، در معرض سانسور قرار می‌گیرد مگر آنچه را که قانون به عنوان &amp;quot; چاپ برای یک بار &amp;quot; اجازه دهد . این یک قانون صهیونیستی است که فقط خود صهیونیست‌ها از آن بهره می‌برند و ادبا و روزنامه‌نگاران سرزمین اشغال شده از آن مستثنی هستند . در واقع این قانون به سان یک دام است که همساز با آن شهروند فلسطینی دارای شناسنامه اسرائیلی ، کتاب را &amp;quot; برای یک بار چاپ &amp;quot; می‌کند و در پی آن به بازجویی و سپس زندان کشیده می‌شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قیچی سانسور ، عملاً کوشیده است ، جنبش فرهنگی فلسطینیان را در نطفه خفه کند . هر چه این قیچی کتاب‌های بیشتری را نابود کرد ، نویسندگان نسبت به انتشار کتاب‌های خویش ناامیدتر شدند ، نوشته‌هایشان را نزد خود تلنبار کردند یا به طور کل از نویسندگی دست کشیدند ، سکوت پیشه کردند . اما این ناامیدی دیرپا نبود زیرا چالش طلبی اشغالگران و از آن میان مبارزه فلسطینیان با سرکوب فرهنگی و نیز همین احساس ناپایدار ناامیدی باعث شد که برخی نویسندگان به ابداعات عظیمی دست یابند و به ابزارهای فراوانی برای انتشار نوشته‌های خویش دسترسی پیدا کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==د - هراس افکنی : ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با وجود این شرایط ، طبق آمار انجمن پژوهش‌های عربی قدس ، در فاصله سال‌های 1967 تا 1980 حدود 980 عنوان کتاب در سرزمین‌های اشغال شده به چاپ رسید . از سوی دیگر ، برخی از ناشران محلی ، کتاب‌های سانسور نشده را منتشر می‌کردند و روزنامه‌ها و مجلات نیز هر از گاه ، قصه‌ها و شعرهای بی‌سانسور را به چاپ می‌رساندند . توسط رژیم اسرائیل به پاره‌ای از این ناشران و روزنامه‌ها در این باره هشدار داده شد و آنها را به بستن محل کارشان تهدید کردند . و بدین سان ، روزنامه &amp;quot; الفجر &amp;quot; چندین بار بسته شد که گاهی تا دو ماه نیز طول کشید . همچنین&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به سوی دفاتر روزنامه &amp;quot; الفجر &amp;quot; چندین بمب پرتاب گردید . در سال 1974 &amp;quot; یوسف‌نصر &amp;quot; بنیان‌گزار و سردبیر این روزنامه ربوده شد و هیچ اطلاعی از وی بدست نیامد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نمونه مشخص درباره مؤسسه‌های انتشاراتی ، دفتر انتشارات &amp;quot; الاسوار &amp;quot; در شهر عکاست که گرچه دارنده آن &amp;quot; یعقوب [[حجازی ، فؤد|حجازی]] &amp;quot; عرب فلسطینی و دارای جواز اسرائیلی بود ولی دفتر &amp;quot; الاسوار &amp;quot; در معرض یورش و مصادره کتب قرار گرفت و صاحب آن به علت نشر کتابهای بی‌سانسور به محاکمه کشیده شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نویسندگان و هنرمندان و روزنامه‌نگاران همواره در معرض زندان و بازداشت و [[تبعید|تبعید]] و هراس‌افکنی مقام‌های اشغالگر قرار گرفته‌اند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زیر به چند نمونه در این باره اشاره می‌شود :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الف - بیرون راندن محمود شقیر به اردن که پس از بازداشت وی صورت گرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ب - تحمیل اقامت اجباری بر رؤسای تحریریه نشریات &amp;quot; الفجر &amp;quot; ، &amp;quot; الشعب &amp;quot; و &amp;quot; الطلیعه &amp;quot; .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ج - تحمیل اقامت اجباری بر نویسندگانی همچون سامی [[کیلانی ، سامی|کیلانی]] و حسن‌ابولبده .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
د - بازداشت دهها ادیب ، شاعر ، قصه‌نویس و هنرمند فلسطینی .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ه - - مصادره : ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هرازگاه ، مقامات اشغالگر به کتابفروشی‌های محلی یورش برده و کتابها و تابلو‌های نقاشی و نوارهای ترانه‌های مردمی را مصادره می‌کنند ، کتابفروشان را زیر ضرب کتک و تهدید ، بازداشت می‌کنند و کتابفروشی‌هایشان را می‌بندند . همین کار را درباره خانه‌های نویسندگان نیز انجام می‌دهند و کتابخانه‌های شخصی آنان را به تاراج می‌برند . صهیونیست‌ها لیستی از کتابهای ممنوع را برای مدارس و ادارات و کتابفروشی‌ها فرستاده‌اند . در سال 1983 ، مقامات صهیونیستی ، کتابچه حاوی 1300 کتاب ممنوع را به زبان عربی منتشر کردند . دو سوم این کتابها ، صرفاً ادبی بود . کتابهای قصه ، رمان و شعر و نمایشنامه .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این وجود ، لیست کتابهای ممنوع از این هم فراتر رفت و بیش از پنج هزار کتاب را در بر گرفته ظاهراً هر کتاب عربی در معرض مصادره و تاراج قرار دارد و این با توجه به نگرش عمومی اشغالگران صورت می‌گیرد که همانا سرکوب فرهنگ ملی عرب و تلاش برای نابودی شخصیت میهنی فلسطین است که به واسطه نابودی میراث فرهنگی ملت فلسطین و هراساندن همه صاحبان ذوق و ابتکار انجام می‌شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==و - همبستگی : ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ویژگی مشخص جنبش فرهنگی در زیر یوغ اشغالگران ، همبستگی کامل میان کرانه باختری و نوار غزه از یک سو و جنبش فرهنگی مترقی فلسطین در خود سرزمین‌های اشغالی 1948 از سوی دیگر است ، بازتاب این همبستگی فرهنگی ، جشنواره‌ها ، سخنرانی‌ها و گرد‌همائیهای مشترک و نیز توجه به نثر آثار نویسندگان فلسطینی - تمامی مناطق اشغال شده - در روزنامه‌ها و مجلات منتشر شده در حیفا و قدس بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این واقعیت همبستگی تنها در چهارچوب شکل واقعیتهای ادبی محدود نماند بلکه تا محتوای خود ادبیات پیش رفت . شاعران ، نویسندگان و هنرمندان &amp;quot; جلیل &amp;quot; و &amp;quot; مثلث &amp;quot; دربارهٔ اوضاع غزه و [[نابلس ( شهر - ) |نابلس]] و خلیل قلم زدند . و نویسندگان کرانه باختری و نوار غزه همگام با نبرد روزمره خویش ، اهمیت مبارزه میهنی و اجتماعی عربهای درون &amp;quot; اسرائیل &amp;quot; را درک کردند . گرچه &amp;quot; اسرائیل تمامی امور را در جلیل و مثلث و کرانه باختری و باریکه غزه &amp;quot; زیر نظر داشت و از ورود روزنامه‌ها و مجلات و کتابهای میهنی عربی جلوگیری می‌کرد ، با این حال جنبش فرهنگی ملی توانست گاه به گاه ، کتابی عربی یا فلسطینی یا مترقی جهانی را &amp;quot; به درون سرزمین‌های اشغالی رخنه دهد &amp;quot; و آن را به چاپ رساند . همچنین جنبش فرهنگ ملی فلسطینیان ، اخبار جنبش فرهنگی فلسطینیان در تبعید‌گاهها و کشورهای عربی و جهان مترقی و هر مکان دیگر را دنبال می‌کرد و خلاصه یا فشرده‌ای از آن توسط مجله‌های ادبی منتشر می‌شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مقامات اشغالگر به اغلب روزنامه‌ها و مجلات مصری - طبق توافقی که پس از قرارداد کمپ‌دیود صورت گرفت - اجازه ورود به سرزمین اشغال شده را می‌دادند . هدف اشغالگران از این امر ، تخریب فرهنگ ملی فلسطینیان بود . لذا خواننده فلسطینی ، این مجله‌ها را تحریم می‌کرد . و در مقابل به مجله‌ها و روزنامه‌های میهنی محلی روی می‌آورد . این توجه ، ناشی از پافشاری بر حمایت از شخصیت میهنی فلسطینیان بود که با حفظ و رشد جنبش فرهنگ ملی صورت می‌گرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ز - شور و هیجان : ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نخستین اعلامیه سیاسی‌یی که در سرزمین اشغال شده پخش گردید ، شعری بود از [[زیاد ، توفیق|توفیق زیاد]] زیر عنوان &amp;quot; ما می‌مانیم &amp;quot;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این شعر به صورت دست نوشته با کاربن تکثیر و به شکل اعلامیه توزیع شد ! آری ، آن &amp;quot; ضربه &amp;quot; این چنین ادبیات پیشروی را پدید آورد . تا سال 1967 شعر گریه و سستی و زاری در کرانه باختری و باریکه غزه رایج بود . &amp;quot; ناگهان &amp;quot; دفاتر شعر محمود درویش و سمیح القاسم و سالم جبران ، همچون آب چشمه‌ها ، فوران زد و تغییری بنیادین در حرکت شعر سرزمین اشغال شده پدید آورد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
داستان کوتاه اندکی به تاخیر آمد تا اینکه به طور پیاپی و به ویژه در غزه ، نشر و گسترش یافت . رمان نیز وضع بهتری نداشت و این به رغم تاثیر فراوان رمان &amp;quot; الوقائع الغربیه فی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اختفاء سعید ابی النحص المتشائل &amp;quot; متعلق به امیل [[حبیبی ، امیل|حبیبی]] است . تاکنون دهها مجموعه قصه و شش رمان - از سوی نویسندگان عرب فلسطینی - در میهن اشغال شده منتشر شده است . نمایشنامه‌نویسی - به رغم وجود دهها گروه [[تئاتر|تئاتر]] محلی - به ندرت صورت می‌گیرد . این گروه‌ها اغلب ، نمایشنامه‌های متعدد عربی و جهانی را به صحنه می‌آوردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین جنبش ادبی ، نیازمند بررسی‌های انتقادی و پژوهش‌های تخصصی بود . با این حال بعد‌ها ، نشانه‌هایی از نقد نویسی پدیدار شد . درباره برخی از دانشجویان با نوشتن تزهایی در زمینه نقد و پژوهش‌های تاریخی دربارهٔ جنبش ادبی محلی ، به مدارک دانشگاهی خویش دست یافتند . همچنین سرزمین اشغالی ، گواه پژوهش‌هایی درباره فولکور و میراث فرهنگی است که از شکل مترقی و نوین برخوردار می‌باشد . چندین کتاب در این مورد به چاپ رسیده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هنرهای تجسمی نیز نقش مثبت و برجسته‌ای در سرزمین اشغالی ایفاد کرده است و از گسترش مردمی وسیعی برخوردار است . به عنوان مثال هیچ خانه‌ای در سرزمین اشغال شده از تابلوی &amp;quot; پهلوان &amp;quot; سلیمان منصور ، تهی نیست .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ادبیات محلی ، وجود میهنی و انسانی خود را مطرح ساخت و بر تاکید آگاهانه خویش برای مشارکت واقعی در انقلاب علیه اشغالگران و بر ضد عقب‌ماندگی ادامه داد . این ادبیات ، ضرورتاً یک ادبیات انقلابی است که همه روزه با اشغالگری نظامی و کوچ‌نشینانه رویارویی می‌کند و این رویارویی را با ساده‌ترین یا پیچیده‌ترین سمبولها بیان می‌نماید تا از محنت دوزخی سانسور رهایی یابد یا مجبور می‌شود کلاً این سانسور را نادیده بگیرد و منتشر گردد و با سرکوب سخت نظامی رو‌به‌رو شود . ادبیات فلسطینی زیر یوغ اشغالگران ، زبان انقلاب و آگاهی آن است . تنها ادبیات &amp;quot; غنایی &amp;quot; نیست بلکه قصه و داستان و [[تئاتر|تئاتر]] و نقاشی و پژوهشگری نیز هست .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ویژگی‌های انقلابی این ادبیات را می‌توان به شکل ذیل یادآور شد :&lt;br /&gt;
*انسانی نوین : از &amp;quot; آواره &amp;quot; و &amp;quot; مقهور &amp;quot; تا مرزهای &amp;quot; فدایی &amp;quot; و &amp;quot; انقلابی &amp;quot; و &amp;quot; شهید &amp;quot; پیش می‌رود . وی ، انسانی ، است که با تمامی جهان حدود خویش پیوند دارد و با هیچ قوم یا نژاد و رنگی بی‌ارتباط نیست .&lt;br /&gt;
*زمین : زمین بنیاد ( همه چیزها ) است . زمین ، مادر است . زمین به طور کلی اصالت همه چیز و آینده همه چیز است . اشغالگران کوچ‌نشین در همان هنگام که انسان را می‌کشند ، زمین را هم می‌بلعند .&lt;br /&gt;
*میراث فرهنگی که همانا آینده اوست و به معنای پایبندی به ریشه‌هاست و نه به مفهوم تنگ‌نظری و تعصب بلکه حمایت از شخصیت مستقل میهنی است . اشغالگری که زمین را به تاراج می‌برد و مصادره می‌کند و انسان فلسطینی را می‌کشد ، در همان حال میراث فرهنگی فلسطین را می‌رباید ، مسخ می‌کند و ویران می‌سازد .&lt;br /&gt;
*خوشبینی : ویژگی‌های پیش‌گفته در چشم‌انداز &amp;quot; خوشبینی &amp;quot; قرار می‌گیرند . [[ادبیات فلسطین|ادبیات فلسطین]] ، به رغم مرگ و ویرانی ، خوشبینی شکوفا - را به واسطه نگرش علمی و آشکار خویش به تاریخ - احساس می‌کند . ملتها به ناگزیر پیروزند . مساله فلسطین یک بخش محدود جغرافیایی نیست بلکه با صلح تمامی جهان هم‌پیوند است . لذا در شعر‌های محلی ، درباره پیروزی ملتها فراوان می‌سرایند . همچنین اشارات بسیاری به کشور و خلقهای [[آمریکای لاتین ( کشورهای - )|آمریکای لاتین]] و آسیا می‌شود . فزون بر تمامی اینها الهام گرفتن از سمبولهای خود تاریخ اسلام و سمبولهای تاریخ جهان از کهن‌ترین عصور تاکنون است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مآخذ : ==&lt;br /&gt;
#'''''نشریه خبری سازمان [[آزادی‌بخش|آزادی‌بخش]] فلسطین''''' ، خبرگذاری وفا ، شماره 1503 .&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Wikiadmin</name></author>
		
	</entry>
</feed>