<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>http://palpedia.afagh-bidari.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D8%B5%D9%87%DB%8C%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C</id>
	<title>ادبیات صهیونیستی - تاریخچهٔ ویرایش‌ها</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://palpedia.afagh-bidari.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D8%B5%D9%87%DB%8C%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="http://palpedia.afagh-bidari.ir/index.php?title=%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D8%B5%D9%87%DB%8C%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C&amp;action=history"/>
	<updated>2026-06-06T06:31:09Z</updated>
	<subtitle>تاریخچهٔ ویرایش‌های این صفحه در ویکی</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.34.2</generator>
	<entry>
		<id>http://palpedia.afagh-bidari.ir/index.php?title=%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D8%B5%D9%87%DB%8C%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C&amp;diff=2456&amp;oldid=prev</id>
		<title>Wikiadmin در ‏۱۴ ژوئیهٔ ۲۰۲۰، ساعت ۰۴:۰۱</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://palpedia.afagh-bidari.ir/index.php?title=%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D8%B5%D9%87%DB%8C%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C&amp;diff=2456&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2020-07-14T04:01:43Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table class=&quot;diff diff-contentalign-right&quot; data-mw=&quot;interface&quot;&gt;
				&lt;tr class=&quot;diff-title&quot; lang=&quot;fa&quot;&gt;
				&lt;td colspan=&quot;1&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #222; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan=&quot;1&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #222; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۱۴ ژوئیهٔ ۲۰۲۰، ساعت ۰۴:۰۱&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-notice&quot; lang=&quot;fa&quot;&gt;&lt;div class=&quot;mw-diff-empty&quot;&gt;(بدون تفاوت)&lt;/div&gt;
&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Wikiadmin</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://palpedia.afagh-bidari.ir/index.php?title=%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D8%B5%D9%87%DB%8C%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C&amp;diff=2457&amp;oldid=prev</id>
		<title>Wikiadmin: ۱ نسخه واردشده</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://palpedia.afagh-bidari.ir/index.php?title=%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D8%B5%D9%87%DB%8C%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C&amp;diff=2457&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2020-07-14T04:01:43Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;۱ نسخه واردشده&lt;/p&gt;
&lt;table class=&quot;diff diff-contentalign-right&quot; data-mw=&quot;interface&quot;&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-marker&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-content&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-marker&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-content&quot; /&gt;
				&lt;tr class=&quot;diff-title&quot; lang=&quot;fa&quot;&gt;
				&lt;td colspan=&quot;2&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #222; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan=&quot;2&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #222; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۱۴ ژوئیهٔ ۲۰۲۰، ساعت ۰۴:۰۱&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;
&lt;!-- diff cache key afaghbid_wiki-pal:diff::1.12:old-2456:rev-2457 --&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Wikiadmin</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://palpedia.afagh-bidari.ir/index.php?title=%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D8%B5%D9%87%DB%8C%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C&amp;diff=612&amp;oldid=prev</id>
		<title>Wikiadmin در ‏۱۴ ژوئیهٔ ۲۰۲۰، ساعت ۰۳:۴۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://palpedia.afagh-bidari.ir/index.php?title=%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D8%B5%D9%87%DB%8C%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C&amp;diff=612&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2020-07-14T03:43:56Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
        &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرماندهان مسلمان به سپاهیان خویش ، آنگاه که روانه میدان جنگ بودند ، چنین هشدار می دادند : &amp;quot; کودکان ، زنان و سالخوردگان را نکشید و گوسفندان و شتران را جز برای رفع گرسنگی سر نبرید . &amp;quot; مسلمانان بدین گونه با جنگ آشنا شدند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این بود منش و خوی کسانی که پیش از اسلام ، تشنه جنگ بودند و با سقاکی پای در آن می نهادند ، و اینک فرهنگ دیانت آنان را به چنین دریافتی از اخلاق جنگ رسانده بود . در حقیقت ، آنان که با همت بی مانند ، عرصه های جنگ را فتح می کردند ، هرگز جنگ را نمی ستودند و اگر اهداف مقدسی در پیش نداشتند بدان تن نمی دادند و اصولاً کمتر ملتی در جهان است که جنگ را برای خود جنگ دوست بدارد . برجسته ترین نمونه استثنایی که در این میان به چشم می خورد ، رژیم غاصب صهیونیستی است :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنان را از زمین بر کنید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سر ببرید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بکشید !&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ما در پی آنیم که خون ببینیم...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این پیام شاعر صهیونیست ، &amp;quot; یوناتان گیون &amp;quot; ، است که در شعری به نام &amp;quot; خونهای صبرا و شتیلا &amp;quot; از خود به یادگار نهاده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موضوع جنگ برای صهیونیستها چیزی است کاملاً متفاوت از آنچه که برای بیشتر ملل و اقوام دیگر است . بنیان رژیم صهیونیستی بر جنگ و کشتار و تهدید استوار شده است . یعنی جنگ برای آنان پدیده ای نیست که گهگاه و به ضرورت باید به سراغ آن رفت . جنگ ، خمیرمایه و قوت روزانه این رژیم است . برای آنها فرق نمی کند که در جنگ به چه چیز دست پیدا کنند . جنگ ، جنگ است ! این افسانه که اسرائیل در پی استقرار صلح و آرامش است ، در فرهنگ صهیونیسم به یک شوخی بی مزه شبیه است . و از آنجا که ادبیات سندی است رسمی که طبیعت و آمال و آلام یک قوم را بیان می کند ، در این نوشتار سعی شده تا حقیقت مزبور در ادبیات صهیونیسم روشن شود ، ادبیاتی که بر پایه نژادپرستی و توجیه اعمال غاصبانه و ظالمانه صهیونیستها استوار است و هرگز نمی توان آن را یک هنر برخاسته از ذوق انسانی و طبیعت بشری دانست ؛ ادبیاتی که خود را در دایره ای بسیار تنگ محصور کرده و به شروط ضد اخلاقی پایبند نموده است ؛ ادبیاتی که به روح و ژرفای جان بشر نفوذ نمی کند و در سطح می ماند تا به مثابه یک بلندگو در خدمت اهداف صهیونیستی و با اغراض خاص عمل کند و برای توجیه کردن تجاوز و ظلم ، از همه شیوه های ضد اخلاقی کمک گیرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غسان [[کنفانی ، غسان ( 1972 - 1936 ) |کنفانی]] نویسنده فلسطینی می نویسد : &amp;quot; صهیونیزم از سلاح ادبیات به همان اندازه کمک گرفته است که از سلاح سیاست و البته این رژیم سلاح ادبیات را زودتر به خدمت گرفته است . اصولاً صهیونیسم ادبی بود که [[صهیونیسم سیاسی|صهیونیسم سیاسی]] را آفرید و همچون سربازی در خدمت آن قرار گرفت تا به وظیفه مرسومش عمل کند . &amp;quot; بدین ترتیب ، جنبش صهیونیستی پیش از آنکه سرباز اسرائیلی را به میدان بفرستد ، [[ادبیات صهیونیستی|ادبیات صهیونیستی]] را پیش فرستاد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اینک برای ورود به اصل بحث رواست که چند نکته مورد نظر قرار گیرد .&lt;br /&gt;
#ادبا و فرهنگ مندان صهیونیست ، از دایره تصمیمات اجتماعی - اقتصادی - نظامی این رژیم بیرون نیستند . ادعاهایی که درباره استقلال دستگاههای تبلیغاتی و ادبیات این رژیم صورت می پذیرد ، هیچ تغییری در این حقیقت نمی دهد ؛ به ویژه اگر در این پدیده دقت کنیم که تعداد زیادی از سران اتحادیه های ادبی - فرهنگی و مؤسسات پژوهشی و نیز سردبیران و اعضای تحریریه نشریات اسرائیل ، از بازنشستگان ارتش یا اعضای پیشین دسته های مسلح پیش از سال 1948 هستند .&lt;br /&gt;
#ادبیات صهیونیستی نقشی بسزا در پایداری [[جامعه اسرائیل|جامعه اسرائیل]] و ایجاد مناطق یهودی نشین و پراکندن بذر کینه نسبت به عربها و مسلمانان دارد . از این رو ، به موازات ابزارها و ادوات جنگی ، از نیروی ادبیات برای پیروزی در جنگ کمک گرفته می شود .&lt;br /&gt;
#ادبیات صهیونیستی در اثنای جنگ وظیفه دارد که کشتارها و خونریزیهای [[ارتش اسرائیل|ارتش اسرائیل]] را توجیه کند و اگر هم گهگاه و به ضرورت ، به انتقاد روی بیاورد ، تنها از اشخاص انتقاد می کند و نه از تشکیلات و ساختار نظامی رژیم ، زیرا اصولاً در دید این ادبیات ، هر جنگی که ارتش رژیم صهیونیسم به راه می اندازد ، نبردی است مقدس برای دفاع از ملت یهود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اینک نگاهی می اندازیم به کارکرد [[ادبیات صهیونیستی|ادبیات صهیونیستی]] در جنگهای رژیم غاصب اسرائیل :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==الف - [[جنگ 1948|جنگ 1948]] :==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیش از سال 1948 ، شعر صهیونیستی ، سراسر ، لبریز بود از همنوایی با پروتکلهای دانشوران صهیونیست و تلاش برای ایجاد جوامع صهیونیستی به منظور برپایی رژیم مخصوص . از این رو ، در این شعر ، نمونه های بسیاری از دعوت برای مهاجرت به سرزمین اسلامی فلسطین به عنوان [[سرزمین موعود|سرزمین موعود]] و آرمانی [[تلمود|تلمود]] - سرزمین عسل و شیر به چشم می خورد . از برجسته ترین نمونه های این رویکرد ، شعر &amp;quot; مناخیم نجمان بیالیک &amp;quot; ( 1873 - 1934 ) است :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آن میانه ، باغی است و چاهی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دلو مرا از آن چاه بیاویز&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و از آبکش مشک مرا لبریز کن !&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در نمونه ای دیگر ، یعقوب فیخمان را می نگری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با تصویری چنین :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنگاه که نوجوان بودم ، جلوه گاه این دشت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قلب مرا به خود می خواند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوست می داشتم که افق نیلگونش را واگشایم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
افقی که خورشید در آن سر بر می آورد و پنهان می شود&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کودکی بودم که می خواستم گامهایم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چراگاههای سرسبزش را لمس کند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تا بر سجاده سبزش پای گذارم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نیز بیالیک در شعر دیگری با نام &amp;quot; مرگ در صحرا &amp;quot; - که حدود سال 1905 آن را سروده است - شوق جنگاوری و خونریزی را چنین در جان صهیونیستها می پرورد :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ای قوم سرگردان در صحرا ، برخیزید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیرون شوید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که راه بس دراز است&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و جنگ نیز بسی طولانی است&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اینک ما به پای می خیزیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیش به سوی سلاح ، پیش به سوی سلاح&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هنگامی که دول استعمارگر به سرزمین اسلامی فلسطین چشم دوختند تا آن را طعمه اغراض صهیونیستی سازند ، این ادبیات از ویژگیها و کارکردهای زیر برخوردار شد :&lt;br /&gt;
#دعوت به قتل و کشتار برای دستیابی به هدف موعود یعنی بیرون راندن ساکنان فلسطین از دیارشان و برکندن ریشه اسلام از این سرزمین . &amp;quot; شمولیت هرآفن &amp;quot; ، شاعره صهیونیست ، می گوید : &amp;quot; جوانمردی و شجاعت سر بر نمی زند ، مگر از لوله تفنگ ! &amp;quot; و &amp;quot; هازی لابین &amp;quot; ، داستان نویس صهیونیست ، در قصه های خرد کودکان را به کشتار و خونریزی تشویق می کند :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به زودی با دشمنان به نبرد برمی خیزیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در میان تاریکی ، با همه توان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زیرا نزد ما زبانی یافت نمی شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مگر زبان انتقام و مجازات !&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این خلق و خو در شعر یکی از شاعران صهیونیست چنین بازتاب دارد :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همه خائنان را برانید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از سرزمینهای قوم یهود !&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ما نمی خواهیم که در این سرزمین&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جز صهیونیست حقیقی ، کسی زنده بماند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همان که رویاروی همگان فریاد برآورد :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot; یهودا و سامره از آن ماست &amp;quot;&lt;br /&gt;
#توجیه اعمال جنایتکارانه ای که دسته های تروریستی مسلح ، همچون &amp;quot; [[هاگاناه|هاگاناه]] &amp;quot; و &amp;quot; ایرگون &amp;quot; ، مرتکب می شدند . اینها گروههای بودند که وحشیانه ترین جنایتها را نسبت به مسلمانان عرب روا داشتند . آنگاه که تروریست مشهور ، مناخیم بگین ، به سردستگی دسته &amp;quot; ایرگون &amp;quot; به روستای &amp;quot; [[دیریاسین ( روستای - ) |دیریاسین]] &amp;quot; هجوم برد و دهها کودک و زن و مرد را در این روستای آرام و ساکت شهید کرد . متفکر صهیونیست ، &amp;quot; افریم تاری &amp;quot; ، در توجیه این جنایت بزرگ گفت : &amp;quot; مرتکبان این عمل دارای انگیزه های جناحی یا سیاسی نبودند ، بلکه تعدادی از سربازان عرب را تعقیب می کردند که جند زن یهودی را در [[بیت المقدس ( شهر - ) |بیت المقدس]] به اسارت گرفته بودند ، این در حالی است که با نگاهی شتابناک به خاطرات و یادداشتهای بگین می توان فهمید که این تروریست از پیش برای جنایت مزبور برنامه ریزی کرده ، دسته مسلح &amp;quot; ایرگون &amp;quot; را آماده ساخته و در پی ایجاد رعب در دل مردم عرب بود تا به اجبار سرزمین خود را ترک کنند . خود او ، پس از این جنایت گفت : &amp;quot; دست زدن به این کار بسیار ضروری بود . اگر پیروزی دیر یاسین حاصل نمی شد ، دولت اسرائیل قوام نمی یافت . &amp;quot;&lt;br /&gt;
#دعوت به گسترش اسرائیل و ضمیمه کردن زمینهای عربی به آن ، &amp;quot; اسحاق شیلان &amp;quot; ، ادیب صهیونیست ، این وظیفه را از مأموریتهای مهم ادبای صهیونیست برمی شمارد : &amp;quot; ما باید به کودکان و نوجوانان بیاموزیم که سرزمین اسرائیل از نیل تا فرات گسترش دارد و این آموزش تنها از طریق ادبیات ممکن است . &amp;quot;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ب - [[جنگ 1967|جنگ 1967]] :==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنچه در سال 1967 رخ داد ، گامی بود برای تحقق رؤیای همه وفاداران به تفکر تلمودی صهیونیستی ، یعنی فراخوانی یهودیان پراکنده در هر سوی دنیا برای جایگزینی در سرزمینهای مسلمانان که در اثنای این جنگ به چنگ ایشان افتاد ؛ سرزمینهایی که از دید صهیونیستها بخشی از قلمرو تاریخی اسرائیل - نیل تا فرات - است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از این جنگ ، یکی از شاعران صهیونیست تأکید کرد که جنگ ، قوت روزانه صهیونیستهاست :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنگاه که راه می سپاریم ، سه تن هستیم :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من و تو و جنگی که در پیش است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و آنگاه که می خوابیم ، باز سه تن هستیم :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من و تو و جنگی که در پیش است&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و آنگاه که لبخند می زنیم و عشق می ورزیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جنگ آینده لبخند می زند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و آنگاه که در حال انتظار قدوم فرزندی هستیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جنگ آینده نیز همراه با ما انتظار می کشد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاعر یهودی ، &amp;quot; حیم ژوری &amp;quot; ، با قساوتی آمیخته به کینه - چنان که رسم تبلیغاتی صهیونیستهاست - درباره جنگ سخن می گوید : &amp;quot; این خاک هرگز خشک نمی ماند . &amp;quot; مراد او آن است که استمرار جنگ و خونریزی سبب می شود که خونها و کشته ها و جسدها همواره این زمین را بپوشانند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از [[جنگ 1967|جنگ 1967]] ، &amp;quot; ژنرال بوفر &amp;quot; ، فرمانده نیروهای فرانسوی در جنگ با مصر به سال 1956 ، از سرزمین اسلامی فلسطین دیدار کرد و خواست تا به &amp;quot; [[رابین ، اسحاق ( 1922 - 1995 ) |اسحاق رابین]] &amp;quot; این پیروزی را تبریک گوید . اما رابین به او گفت : &amp;quot; این همه تلاش چه سودی دارد ؟ &amp;quot; غرض وی این بود که جنگ سودی ندارد ، زیرا چشم انداز صلح روشن نیست . با این حال ، همان روز [[دایان ، موشه|موشه دایان]] گفت : &amp;quot; ما بدون توسل به سلاح و جنگ ، نمی توانیم درختی بکاریم یا خانه ای بسازیم . &amp;quot;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این دوره ، [[ادبیات صهیونیستی|ادبیات صهیونیستی]] دارای ویژگیهای زیر است :&lt;br /&gt;
#ترسیم چهره ای متکبرانه و قدرتمند و بی شکست و &amp;quot; سوپرمن &amp;quot; گونه از نظامی اسرائیلی : &amp;quot; هفت صهیونیست مسلح بدون آن که ذره ای تلفات بدهند ، به شهرک جیه در نزدیکی [[مجدل|مجدل]] نفوذ می کنند و آن را به اشغال خود در می آورند... &amp;quot; .&lt;br /&gt;
#انکار وجود ملت مسلمان در سرزمین فلسطین . &amp;quot; گلدامایر &amp;quot; در سال 1969 ، در گفت و گویی با روزنامه &amp;quot; ساندی تایمز &amp;quot; گفت : &amp;quot; چیزی به نام فلسطین دارای وجود خارجی نیست . مسأله این نیست که در اینجا ملتی فلسطینی می زیسته است که ما آنان را آواره کرده و بر سرزمینشان مسلط شده ایم . در این سرزمین ، اصلاً فلسطینی وجود نداشت . &amp;quot; &amp;quot; سول بیلو &amp;quot; ، ادیب صهیونیست ، در حاشیه این سخن می گوید : &amp;quot; مردم عرب دارای هیچ حقی در سرزمین فلسطین نیستند ، زیرا لباسهایشان نازیبا و صداهاشان خشن و ناخوشایند است . &amp;quot;&lt;br /&gt;
#دعوت پی درپی و گسترده به توسعه طلبی و اسکان یهودیان برجسته ترین چهره دارای این روی کرد ، ادیب صهیونیست و برنده جایزه نوبل ، &amp;quot; یوسف عجنون &amp;quot; ، است که بیشتر قصه های خود را به موضوع مهاجرت یهودیان اختصاص داده است . او در قصه ای می گوید : &amp;quot; من از خدا می خواهم که محدوده [[اورشلیم ( شهر ) |اورشلیم]] را چنان گسترده سازد که به دمشق وصل شود . &amp;quot;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ج - [[جنگ 1973|جنگ 1973]] :==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot; کارمی &amp;quot; می گوید :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنچه رخ داد ، به راستی رخ داد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنچه رخ داد ، به راستی رخ داد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنچه رخ داد ، به راستی رخ داد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من با همه ایمانم باور دارم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که آنچه رخ داد ، به راستی رخ داد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نبرد آزادی بخش 1973 ضربه ای شدید به رژیم صهیونیستی وارد آورد و پایه های آن را لرزاند . در پی این نبرد اختلافات داخلی و سیاسی در اسرائیل شدت گرفتند و [[ادبیات صهیونیستی|ادبیات صهیونیستی]] ، در همه عرصه های شعر و قصه و... دچار پیامدهای ناگوار این رویداد شد . صهیونیستها نتوانستند در برابر عظمت پیروزی مسلمانان ، لب به انکار بگشایند :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنچه رخ داد ، به راستی رخ داد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این پیروزی مسلمانان همانند صاعقه ای بر سر صهیونیستها فرود آمد و توان تفکر را از آنان گرفت . این ، همان چیزی است که &amp;quot; مایر شیلاف &amp;quot; شاعر صهیونیست ، را به اعتراض وامی دارد :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وای بر آنان که روی صندلیها سرگرم جنگند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وای بر سربازان کاغذ و قلم در دست&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وای بر خفتگان در بسترها&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وای بر آنان که در دفترهای خود به دنبال هدفند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وای بر آنها که دیگران را به جنگ فرا می خوانند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در حالی که عبا به دور خویش پیچیده اند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و اما &amp;quot; کارمی &amp;quot; - که با شعر &amp;quot; گریه &amp;quot; ی خویش مشهور شد - چنین برای رژیم پوشالی اسرائیلی می گوید :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرزمین من چهره [[عوض ، عطیه احمد 1938|عوض]] کرده است&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این تردیدی نیست&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حتی هوای سرزمین من هم اختناق آور شده است&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنچه او می گوید بیانگر تغییری است که [[جنگ 1973|جنگ 1973]] در روحیه شاعر متکبر صهیونیست پدید آورد . رنج و مرارتی که در شعر &amp;quot; کارمی &amp;quot; حس می شود ، مربوط به همه صهیونیستها بود . این نبرد ، بحرانی بزرگ در روح آنها پدید آورد که اوج آن را می توان در شعر &amp;quot; اسحاق فینوعیم &amp;quot; نگریست :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آمرزش می طلبیم ، زیرا رنجیده خاطر و غمگینیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آمرزش می طلبیم ، زیرا می گرییم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آمرزش می طلبیم ، زیرا بالشهایی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که شب هنگام بر آنها سر می نهیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تا صبحدم به اشکهای ما نمناکند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در همین حال ، یک شاعر صهیونیست دیگر به نام &amp;quot; [[شارون ، آریل|شارون]] &amp;quot; اظهار می دارد که این شکست رژیم صهیونیستی و پیامدهای آن ، نتیجه طبیعی وعده های دروغین فرماندهان رژیم صهیونیستی بوده است ؛ فرماندهانی که همواره می گفتند ما اصحاب شیر و عسلیم و همیشه پیروزیم :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این است دولتی سرسخت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که هیچ چیز را نمی شناسد جز فرمان و دستور&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیا به یاد می آوری آن دروغها را ؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شیر و عسل !&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و مردانی که بر کرانه دریاها&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تقدیر را فرو می پوشانند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دیدی چگونه از خانه غم گریختند ؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاعری دیگر به نام ایشان در برابر عظمت پیروزی آن نبرد سر خم می کند و به نسل جوان آینده هشدار می دهد که به زودی دستخوش شکست و نابودی می گردند :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در جنگ آینده ، نابود خواهید شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جنگی که در آن ، زیر آفتاب می میرند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همان گونه که در زیر نور ماه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به زودی می میرید ای کودکان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و گریزی از مرگ نیست !&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آری ؛ [[ادبیات صهیونیستی|ادبیات صهیونیستی]] در این حال از برج عاج خویش فرود آمد تا رهبران رژیم را متهم سازد :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر دروغی را که گفتند باور کردیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و هرگز لب به سؤال نگشودیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تا این که روز حساب فرا رسید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و آنگاه پرسشها جلوه نمودند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پرسشهایی که تا امروز در انتظار جواب مانده اند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و به راستی ، &amp;quot; افینوعیم &amp;quot; از رهبران تروریست رژیم چه پاسخی می خواهد ، جز این که :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رهامان کن تا به آرامی در بسترهای خویش بگرییم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حتی گریه را هم آرام می پسندند ، زیرا مرگ در انتظار ایشان است :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در جنگ آینده ، هلاک خواهید شد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و با موشک تانک در شعله های آتش خواهید سوخت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یا با خمپاره ای تکه تکه خواهید شد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کوچک و بزرگ ، ریز و درشت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در هنگامه ای واحد !&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و آن هنگام که فرمانده صهیونیستها می خواهد به سربازانی که آنها را روانه هلاک شدن می کند مدال افتخار بخشد ، روبیک روزنتال ، شاعر صهیونیست ، به آنان می گوید :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این مدالها را باز پس دهید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همه این مدالها را باز پس دهید به همانان که مدال را فرستاده اند ، زیرا همانان که برای سربازان مدال می فرستند کسانی اند که ایشان را به میدان جنگ روانه کردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدالها را به ایشان باز پس دهید !&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این شاعر که نگاهی چنین تلخ پیدا کرده است و می خواهد که سربازان مدالهاشان را پس فرستند ، اینک مرگ را نجوا می کند :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ما همیشه مدفون می شویم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در هر روز&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در هر هفته&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در هر ماه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot; آهودین عیرز &amp;quot; ، از شاعران افراطی که همواره صهیونیستها را به تجاوز و جنگ ترغیب می کرد ، نیز در پی این شکست سخت مأیوس شد و شعری سرود با عنوان &amp;quot; در حاشیه دفتر آمرزش &amp;quot; . او در این شعر ، از اثر نزار قبانی ، شاعر عرب سود جست که عنوان آن چنین بود : &amp;quot; حاشیه ای بر دفتر بازگشت &amp;quot; . او به قبانی می گوید :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نزار ، ای نزار&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این بار به میدان جنگ پای ننهادید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همراه با غرور مرد شرقی سخنور&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یا با زبان طبل و نی !&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==د - جنگ لبنان 1982 :==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس هنگامه جنگ لبنان و اشغال پایتخت آن &amp;quot; بیروت &amp;quot; فرا رسید . و این ، به مثابه تاجی بر سر &amp;quot; آریل [[شارون ، آریل|شارون]] &amp;quot; ، وزیر جنگ افراطی صهیونیستها بود . در این میان ، متفکران صهیونیست می کوشیدند تا از نو نقشه ای برای منطقه ترسیم سازند ، زیرا توانسته بودند حرکت مقاومت فلسطینیان را سرکوب کنند و اردوگاههای آنان را در لبنان - که خاستگاه محوری انقلاب فلسطین بود - ویران سازند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرمانده صهیونیستها به نیروهای خود وعده داده بود که این جنگ همانند [[جنگ 1967|جنگ 1967]] بیش از چند روز به درازا نخواهد انجامید . اما میان آن جنگ و این جنگ تفاوت بسیار بود . این بار ، بیش از هشتاد روز جنگ به درازا کشید و در اثنای آن ، ملت مسلمان لبنان و فلسطین بزرگترین حماسه ها را در دفاع از بیروت آفریدند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دشمن صهیونیست انواع سلاحهای پیشرفته را به کار گرفت تا بیروت را ویران و سرنگون سازد ، اما این بار نیز عبرتی نو فرا گرفت و دریافت که مجاهدان دلاور مسلمان می توانند با سلاحهای ابتدایی خویش ماشین جنگی پیشرفته دشمن را از کار بیندازند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کودکان و زنان و مردان اردوگاههای فلسطینی &amp;quot; رشیدیه &amp;quot; و &amp;quot; عین الحلوه &amp;quot; ، و شهرهای صور ، صیدا و نبطیه با مقاومت خویش در برابر تجهیزات ابزارهای جدید جنگی ایستادند و &amp;quot; کودکان آر . پی . جی &amp;quot; - به تعبیر یکی از حاخام های صهیونیست - خسارتهای سنگینی بر پیکره نیروهای متجاوز وارد کردند . به همین دلیل ، یکی از نیروهای صهیونیست اعتراف کرد :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot; سوگند می خورم که ما را همین کودکان راندند ، همین کودکان کوچک ! &amp;quot;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیداست که [[ادبیات صهیونیستی|ادبیات صهیونیستی]] موظف بود که همراه با ماشین جنگی متجاوزان ، صهیونیست ، آنان را به کشتار و خونریزی و ویران سازی تشویق کند . در حالی که [[ارتش اسرائیل|ارتش اسرائیل]] بیروت را به محاصره درآورده بود و مجاهدان مسلمان در دفاع از آن زیباترین حماسه ها را خلق می کردند ، &amp;quot; آبشلوم کور &amp;quot; ، شاعر صهیونیست ، دشمن را به سرکوب ساختن بیروت تشویق می کرد :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر من فرمانده ارتش اسطوره ای مان بودم&lt;br /&gt;
*این ارتش بزرگ -&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و در آستانه شهر محاصره شده قرار داشتم&lt;br /&gt;
*شهر به تنگ آمده&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شهر خرابکاران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شهر فلسطینیان -&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنگاه مرگ و ویرانی می کاشتم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در همه خانه ها و کوچه ها&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در همه مساجد و معابد !&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در همین حال ، شاعری دیگر به نام &amp;quot; سیدرم &amp;quot; ، [[تروریسم صهیونیستی|تروریسم صهیونیستی]] را به کشتار بیشتر کودکان و زنان تشویق می کند :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همه زنان صیدا و صور !&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همه مادرها ، همه زنان باردار !&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همه سالخوردگان ، همه بیوگان !&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اینک ما می آییم تا شما را مجازات کنیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و قصاص باز گیریم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زیرا مردان شما خرابکارانی سرسخت اند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و فرزندانتان شکارچیان تانکها و زره پوشهای مایند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کودکان صور و صیدا صحنه هایی بس شگرف در دفاع از دین و سرزمین خود پدید آوردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این ، همان چیزی است که &amp;quot; افرایم تسیدون &amp;quot; ، شاعر صهیونیست ، را برمی انگیخت تا جام غضب و کینه خویش را در جان آنها خالی کند :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ای کودکان صور و صیدا !&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من شما را متهم می کنم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من شما را ناسزا می گویم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زیرا خرابکارید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ای تروریستهای کوچک !&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ای حمل کنندگان آر . پی . جی به جای کیف و کتاب&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من شما را متهم می کنم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من شما را ناسزا می گویم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و اکنون هنگامه مجازات شما فرا رسیده است&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ه - [[صبرا و شتیلا ، کشتار ( 16 - 18 سپتامبر 1982 ) |کشتار صبرا و شتیلا]] :==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرانجام نوبت به [[صبرا و شتیلا ، کشتار ( 16 - 18 سپتامبر 1982 ) |کشتار صبرا و شتیلا]] رسید که هزاران کودک و زن و مرد قربانی آن شدند ، به این ترتیب ، باید اسرائیل آماج حمله کسانی می شد که ادعا می کنند این جرائم ضد انسانی را در همه جای دنیا محکوم می سازند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما دستگاههای تبلیغاتی غربی و صهیونیستی ، همزمان ، کوشیدند تا رژیم صهیونیستی را از محکومیت برهانند و وانمود سازند که این رژیم هیچ نقشی در ارتکاب آن جنایت نداشته است ؛ جنایتی که هرگز ایادی هیتلر همانند آن را مرتکب شدند . اما این تبلیغات گران از یاد بردند که ادبیات صهیونیستی ، خود ، به روشنی مشوق چنین جنایاتی بوده است :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ما هرگز به ایشان رحم نخواهیم کرد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در جهان ما ، آنها وجود خارجی ندارند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ما خونهای بسیار بر زمین خواهیم ریخت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و کودکان و زنان و پیران را خواهیم کشت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اندیشه ور صهیونیست ، &amp;quot; یشعالیبوویچ &amp;quot; ضمن بحث خویش درباره [[صبرا و شتیلا ، کشتار ( 16 - 18 سپتامبر 1982 ) |کشتار صبرا و شتیلا]] تأکید می کند که اشغالگران صهیونیست ناچارند که &amp;quot; نازی &amp;quot; باشند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این سخن او ضمن مقاله ای در روزنامه &amp;quot; هاعولام &amp;quot; آمده است : &amp;quot; هنگامی که به دنبال سیطره بر ملتی باشیم ، غیرممکن است که از شیوه های هیتلری خودداری ورزیم... [[صبرا و شتیلا ، کشتار ( 16 - 18 سپتامبر 1982 ) |کشتار صبرا و شتیلا]] به دست اسرائیل صورت پذیرفت ، زیرا دسته های مسلح مزبور اسرائیل دستمزد می گیرند . &amp;quot;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حاخام &amp;quot; مائیر [[کاهانا ، مایر|کاهانا]] &amp;quot; ، رهبر جنبش افراطی و نژادپرست &amp;quot; کاخ &amp;quot; ، نیز به این نکته اشاره کرد که زمینه سازی و اجرای این جنایت تاریخی به دست اسرائیل انجام گرفته است . وی در مصاحبه ای با روزنامه &amp;quot; یدیعوت آهارانوت &amp;quot; می گوید : &amp;quot; طوری از من سؤال می کنی که گویی از کشتار در صبرا و شتیلا دلم به درد آمده است . حقیقت این است که من با شنیدن این خبر دچار نوعی شعف و لذت شده ام ، به ویژه که فهمیده ام قربانیان غیرنظامی این ماجرا به هزاران تن بالغ می شوند . &amp;quot; [[ادبیات صهیونیستی|ادبیات صهیونیستی]] ، بارها و بارها تأکید کرده است که ارتکاب جنایت صبرا و شتیلا امری گریزناپذیر بوده است ، زیرا وظیفه این ارتش نژادپرست کشتار و ویران سازی و جنایت است . &amp;quot; افرایم تسیدون &amp;quot; می گوید :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با استخوانهایی خرد شده به خواب خواهید رفت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و نپرسید : &amp;quot; چرا ؟ &amp;quot;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زیرا این مجازات شماست&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و اکنون هنگامه مجازات فرا رسیده است&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و در این در حالی است که &amp;quot; یوناتان گیون &amp;quot; ، به صراحت می گوید که صهیونیستها این جنایت را مرتکب شدند :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن جا ، در قهوه خانه ای در کریات شمونه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گروه بی شمار نشسته بودند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بر صفحه تلویزیون چشم دوخته بودند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تصویر اسرای فلسطینی به صفحه ظاهر شد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همه فریاد برآوردند و من نیز :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنان را از زمین برکنید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سر ببرید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بکشید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در صبرا و شتیلا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من خونهای فراوان دیدم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و آرام گرفتم...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مأخذ :==&lt;br /&gt;
#عجلانی ، شمس الدین : '''''صهیونیسم و ادبیات جنگ''''' ، ترجمه سید ابوالقاسم ژرفا ، مجله امید انقلاب ، شماره 269 .&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Wikiadmin</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>http://palpedia.afagh-bidari.ir/index.php?title=%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D8%B5%D9%87%DB%8C%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C&amp;diff=613&amp;oldid=prev</id>
		<title>Wikiadmin: ۱ نسخه واردشده</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://palpedia.afagh-bidari.ir/index.php?title=%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D8%B5%D9%87%DB%8C%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C&amp;diff=613&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2020-07-14T03:43:56Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;۱ نسخه واردشده&lt;/p&gt;
&lt;table class=&quot;diff diff-contentalign-right&quot; data-mw=&quot;interface&quot;&gt;
				&lt;tr class=&quot;diff-title&quot; lang=&quot;fa&quot;&gt;
				&lt;td colspan=&quot;1&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #222; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan=&quot;1&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #222; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۱۴ ژوئیهٔ ۲۰۲۰، ساعت ۰۳:۴۳&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-notice&quot; lang=&quot;fa&quot;&gt;&lt;div class=&quot;mw-diff-empty&quot;&gt;(بدون تفاوت)&lt;/div&gt;
&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Wikiadmin</name></author>
		
	</entry>
</feed>